cointelegraph
cointelegraph . ۱ سال پیش

هزینه لابی‌گری کریپتو در انتخابات ۲۰۲۴؛ دفاع منطقی از یک صنعت سودمند

هزینه لابی‌گری کریپتو در انتخابات ۲۰۲۴؛ دفاع منطقی از یک صنعت سودمند

هزینه لابی‌گری کریپتو می‌تواند بیشتر شود: ما در عصر جدیدی هستیم

هیاهوی انتخابات ۲۰۲۴ پشت سر ماست، اما این فقط به معنای نزدیک شدن انتخابات بعدی است. به‌طور مناسب، کمیته اقدام سیاسی کریپتوکارنسی (PAC) به نام Fairshake از هم‌اکنون در حال جمع‌آوری کمک‌های مالی برای انتخابات ۲۰۲۶ است. در چرخه قبلی، این پول جنجالی بود و به‌عنوان یک «سیل» و یک «اسلحه پر» که به سمت قانون‌گذاران نشانه رفته توصیف شد. کمیسیون بورس و اوراق بهادار ایالات متحده (SEC) خود آن را «فروش نفوذ» نامید. این گلایه‌های مبهم، نگرانی تیزتری را پنهان می‌کند. آیا صنعت کریپتو بیش از حد خرج می‌کند؟ آیا این کار اشتباه است؟ این‌طور نیست. در اینجا دلیل آن را توضیح می‌دهیم.

هزینه‌های این صنعت هدررفت نیست. برخلاف لابی‌گری سنتی، پولی که توسط گروه‌هایی مانند Fairshake خرج می‌شود، صرفاً بازتوزیعی نیست؛ بلکه از صنعتی که به جامعه سود می‌رساند محافظت می‌کند و در نتیجه ارزش اجتماعی حاشیه‌ای ایجاد می‌کند. به‌طور طنزآمیز، ممکن است این دیدگاه اولین بار توسط سم بنکمن-فرید، بنیان‌گذار بدنام FTX، بیان شده باشد که به‌گفته خبرنگار مایکل لوئیس، گفته بود: «به نظر می‌رسد پول کافی در سیاست وجود ندارد. مردم در حال کم‌کاری هستند. نکته عجیب این است که وارن بافت دو میلیارد دلار در سال نمی‌دهد.» خرج کردن میلیون‌ها دلار برای آزاد کردن میلیاردها دلار به‌سادگی یک سود خالص است.

مخالفان کریپتو در نهادهای دولتی تا پایان کار به تقلا ادامه دادند و این اتفاق می‌تواند دوباره رخ دهد. البته، یک ناظر ساده‌لوح ممکن است بگوید: «اگر این محصولات غیرقانونی هستند، پس این نهادها باید قانون را اجرا کنند»، اما این دیدگاه حقوق اداری را اشتباه درک می‌کند. مقررات مالی آن‌قدر گسترده و عملیات نهادها آن‌قدر مبهم است که تنظیم‌کنندگان عملاً اختیار کامل دارند تا تصمیم بگیرند کدام پروژه‌ها زنده بمانند و کدام بمیرند. این ترازوهای عدالت نیست؛ این چشم سائورون است.

این بوروکرات‌های غیرمنتخب، پرونده خود را در بازار ایده‌ها در روشنایی روز مطرح نکردند؛ آنها پشت اشخاص ثالث پنهان شدند و از وضع قوانین خودداری کردند. SEC بارها اعلام کرد که نهادها باید «بیایند و ثبت‌نام کنند» بدون اینکه مسیری ارائه دهد. هیچ راهی برای مذاکره یا متقاعد کردن وجود نداشت. سخنرانی سیاسی تنها اهرم واقع‌بینانه موجود بود. با آگاهی از این موضوع، بسیاری از رهبران صنعت معتقد بودند که انتخابات ۲۰۲۴ برای کریپتو حیاتی است.

به‌عنوان یک فایده‌گرا به این سوال نگاه کنید: اگر یک انتخابات می‌تواند تعیین کند که آیا یک صنعت زنده می‌ماند یا نه، آن صنعت چقدر باید برای تأثیرگذاری بر آن انتخابات هزینه کند؟ پاسخ فلسفی نیست. این یک محاسبه ریاضی است؛ اگر هزینه کردن به‌طور خطی چشم‌اندازهای سیاسی صنعت را بهبود بخشد، صنعت باید مبلغی معادل ارزش فعلی خالص آینده صنعت را ضربدر احتمالی که این هزینه آن را نجات می‌دهد، خرج کند (منهای ۱ دلار تا ارزش مورد انتظار مثبت بماند).

آیا این بیش از حد فرمولی است؟ به هر حال، چه کسی می‌داند ارزش فعلی خالص صنعت کریپتو چیست؟ مخالفان و شکاکان می‌توانند استدلال کنند که این مقدار خنثی یا حتی منفی است. این ممکن است موضوع بحث باشد، اما نه از درون صنعت. اگر کسی به این صنعت اعتقاد داشته باشد، باید فکر کند که شکوفایی آن برای جهان یک سود خالص خواهد بود. با پذیرش این پیش‌فرض، صنعت کریپتو در سال ۲۰۲۴ می‌توانست تقریباً هر مبلغی را به‌طور مؤثر به فعالیت‌های سیاسی اختصاص دهد. اگر این یک نقطه عطف حیاتی با میلیاردها دلار ارزش آینده در خطر بود، آنگاه هر دلار اضافی که خرج می‌شد، بازده حاشیه‌ای فوق‌العاده‌ای داشت. در شرایطی که کریپتو به گوشه‌ای رانده شده بود، همه چیز برای آن قابل دستیابی بود.

این نکته اصلی است. هزینه‌های سیاسی ممکن است ناعادلانه باشد، اما در نهایت این یک سوال برای دادگاه‌ها است. در دنیای واقعی، صنایع باید در محیط قانونی که به ارث برده‌اند تصمیم‌گیری کنند. برای صنعت کریپتو هم از نظر فکری صادقانه و هم از نظر داخلی سازگار بود که در سال ۲۰۲۴ این کار را انجام دهد و با توجه به وضعیت نظارتی شکننده این صنعت، در سال ۲۰۲۶ نیز همین‌طور خواهد بود. بسیاری از مخالفان نظارتی صنعت کریپتو معتقدند که اقدامات آنها درست است. اما این صنعت نیز معتقد است که حق با اوست. وظیفه آن این نیست که نگران پیامدهای سیستمیک رویکرد خود به لابی‌گری سیاسی باشد. وظیفه آن پیروزی است.

نوشته شده توسط admin
211

نظرات

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.