یادداشت: مشکل اعتماد در کریپتو و راهحلهای آن
برای بسیاری از مردم، اولین باری که درباره ارزهای دیجیتال شنیدند، از طریق تیترهایی درباره رسوایی FTX، درگیریها با SEC یا ارتباط آن با وب تاریک بود. واقعیت این است که بخش داراییهای دیجیتال به دلیل پرریسک و بینظم بودن، شهرتی منفی پیدا کرده است. با این حال، زمان در حال تغییر است. در سالهای اخیر، کریپتو از یک سرمایهگذاری حاشیهای به یک دارایی اصلی تبدیل شده و توجه زیادی از سوی توسعهدهندگان، مدیران دارایی و سرمایهگذاران را به خود جلب کرده است.
در دوران ریاست جمهوری قبلی و با حضور گری جنسلر به عنوان کمیسیونر SEC، تضاد آشکاری بین شک و تردید دولت و پذیرش روزافزون داراییهای دیجیتال وجود داشت، به طوری که ۲۶٪ از بزرگسالان آمریکایی به دلیل افزایش قیمت بیت کوین به ۱۰۰ هزار دلار در کریپتو سرمایهگذاری کردند. این موضع تحت دولت دوم ترامپ به طور چشمگیری تغییر کرده است.
ضروری است که صنعت کریپتو تحت رهبری ترامپ به این حرکت مثبت ادامه دهد و ثابت کند که میتواند باثبات، امن و آماده برای سرمایهگذاری نهادی باشد و کسانی را که در تردید هستند، تشویق کند که پاداشهای بالقوه، ریسکها را توجیه میکنند.
رشد پذیرش نهادی
در زمانهای اخیر، افزایش قابل توجه قیمت بیت کوین، پذیرش نهادی را بیشتر تقویت کرده است. صندوقهای بازنشستگی مانند هیئت سرمایهگذاری ایالت ویسکانسین و میشیگان در صندوقهای قابل معامله در بورس (ETF) ارزهای دیجیتال تحت نظارت سرمایهگذاری کردهاند که نشاندهنده ورود محتاطانه اما قابل توجه به بازار است. به طور مشابه، محصولات قابل معامله در بورس (ETP) اروپایی در نوامبر ۲۰۲۴ شاهد ورود خالص ۱۰۸ میلیون پوندی بودهاند که نشاندهنده افزایش اعتماد نهادی است.
با وجود این حرکت، تردید همچنان وجود دارد. طبق نظرسنجی مرکز تحقیقات پیو، ۷۵٪ از آمریکاییها نسبت به قابلیت اطمینان و ایمنی سرمایهگذاریهای کریپتو بدبین هستند. این تردید عمدتاً ناشی از شهرت کریپتو است که با فروپاشیهای پر سر و صدایی مانند سقوط ترا لونا تشدید شده است. در حالی که امور مالی سنتی نیز با رسواییهای خود مواجه بوده است، بسیاری از شکستهای بدنام کریپتو ناشی از نهادهای متمرکز بوده است نه پروتکلهای دیفای که در صورت ساختاردهی مناسب میتوانند چنین ریسکهایی را کاهش دهند.
نقش دیفای در بازسازی اعتماد
سرمایهگذاری در یک پلتفرم مدیریت دارایی زنجیرهای به جلوگیری از ریسکهای مشاهده شده در پروژههای کریپتو شکستخورده کمک میکند. به جای تکیه بر یک شرکت یا فرد برای کنترل همه چیز، استفاده از قراردادهای هوشمند و کیف پولهای چند امضایی تضمین میکند که همه اقدامات ایمن، شفاف و مطابق با قوانین تعیینشده هستند. به این ترتیب، برخلاف سازمانهای مالی متمرکز، هیچ نقطه شکست واحدی وجود ندارد و سرمایهگذاران میتوانند اطمینان داشته باشند که تراکنشها به صورت عادلانه و ایمن انجام میشوند. این ساختار، کریپتو را برای مؤسسات سنتی جذابتر میکند.
چالشهای فناوری در امور مالی سنتی
امور مالی همیشه در پذیرش فناوریهای جدید نسبت به بخشهایی مانند خردهفروشی یا تبلیغات محتاطتر بوده است. در حالی که صنایع دیگر به سرعت اتوماسیون و پلتفرمهای دیجیتال را برای بهبود کارایی، امنیت و تجربه مشتری پذیرفتهاند، امور مالی به دلیل مقررات سختگیرانه و نیاز به حفظ اعتماد، عقب مانده است. علاوه بر این، بسیاری از مؤسسات مالی سنتی همچنان با فناوریهای قدیمی دست و پنجه نرم میکنند که توانایی آنها برای نوآوری را محدود میکند.
در سال ۲۰۲۲، یک نظرسنجی صنعتی نشان داد که ۹۵٪ از مدیران ارشد بانکی جهانی، سیستمهای قدیمی را به عنوان موانع اصلی رشد شناسایی کردهاند. به طور مشابه، گزارشی از فایننشال تایمز نشان داد که ۴۳٪ از بانکهای ایالات متحده همچنان از COBOL، یک زبان برنامهنویسی از سال ۱۹۵۹، استفاده میکنند که نشاندهنده تکیه مداوم بر سیستمهای قدیمی در این صنعت است.
حرکت به سوی توکنیزاسیون داراییهای دنیای واقعی
با این حال، روند در حال تغییر است. در سال ۲۰۲۴، حرکت به سمت توکنیزاسیون داراییهای دنیای واقعی (RWA) غیرقابل انکار بود و بازیگران بزرگ مالی، از جمله HSBC، جیپی مورگان و گلدمن ساکس، خدمات حضانت داراییهای دیجیتال را با تمرکز بر اوراق بهادار توکنیزه شده راهاندازی کردند. با توجه به اینکه بازار توکنیزاسیون RWA امسال به ۵۰ میلیارد دلار میرسد، پیشبینی میشود که تا سال ۲۰۳۰ به یک صنعت جهانی تریلیون دلاری تبدیل شود. اما با تکامل امور مالی، به زیرساختهای اساسی برای پشتیبانی از آن نیاز داریم.
لزوم پذیرش دیفای توسط مؤسسات مالی سنتی
با توجه به اینکه سازمانهای بزرگ مالی سنتی در حال بررسی یا مشارکت فعال در داراییهای دیجیتال هستند، همه آنها باید به امور مالی غیرمتمرکز (DeFi) فکر کنند. دیفای پتانسیل ارائه حفاظت بیشتر برای سرمایهگذاران و توسعهدهندگان نسبت به محصولات مالی سنتی را دارد. استفاده از یک پلتفرم مدیریت دارایی زنجیرهای به کاربران کنترل داراییهای خود را از طریق کیف پولهای خصوصی میدهد که به کاهش ریسک سوءمدیریت یا از دست دادن وجوه توسط نهادهای متمرکز – مانند بانکها یا صرافیها – کمک میکند. این رویکرد همچنین به مدیران صندوق اجازه میدهد تا استراتژیهای سفارشی و مجاز ایجاد کنند و شکل شخصیتری از مدیریت دارایی را ارائه دهند.
فرصتهای پیش رو
زمان آن رسیده است که اجازه ندهیم این شکستهای گذشته کل بخش را تعریف کنند. با تغییرات در نگرشهای نظارتی – مانند تشکیل کارگروه کریپتو در SEC و موضع فزاینده طرفدار کریپتو ترامپ – فرصت روشنی برای ورق زدن صفحه وجود دارد. اما برای استفاده از این لحظه، باید به فشار برای اصلاحات و شفافیت ادامه دهیم تا اعتماد را بازسازی کنیم. سرمایهگذاران نهادی، مدیران دارایی و توسعهدهندگان به وضوح به فضای کریپتو چشم دوختهاند، اما تردید آنها ریشه در تاریخ پر تلاطم آن دارد.