استیک مجدد و «بازفرض»؛ شباهتها و تفاوتها
یکی از مهمترین نوآوریهای حوزه کریپتو در سال ۲۰۲۴، چیزی به نام «استیک مجدد» (Restaking) بود. استیک مجدد به پروژههای جدید اجازه میدهد تا با بستهبندی توکنهای استیک شده در قالب توکنهای جدید و قابل معامله، از پروتکلهای استیکینگ مانند اتریوم «امنیت قرض بگیرند». این فرآیند به نظر یک بازی برد-برد است، زیرا به محصولات جدید اجازه میدهد تا از امنیت موجود بهرهمند شوند و در عین حال بازده اضافی برای استیککنندگان ایجاد میکند.
با این حال، ویتالیک بوترین، یکی از بنیانگذاران اتریوم، و دیگران معتقدند که استیک مجدد و استیکینگ نقدشونده ممکن است بدون ریسک نباشند. بسیاری از مقایسهها بین استیک مجدد و چیزی به نام «بازفرض» (Rehypothecation) یا استفاده مجدد از وثیقه انجام شده است. بازفرض نقش مهمی در فروپاشی Lehman Brothers و بحران مالی بزرگ ایفا کرد. بنابراین، شباهتهای آن با استیک مجدد باعث نگرانیهایی شده است، اما با وجود شباهتهای ظاهری، استیکینگ و بازفرض یکسان نیستند.
تفاوتهای ساختاری و ریسکها
استیک مجدد و بازفرض در ساختار، تعهدات و ریسکهای خود تفاوتهای زیادی دارند. بازفرض نوعی وامگیری است و ریسکهای آن مشابه هر نوع اهرم مالی دیگر است: وامگیری بیشتر به معنای بازده بیشتر و در عین حال آسیب بیشتر در صورت بروز مشکلات است. استفاده گسترده Lehman Brothers از تعهدات بدهی وثیقهای (CDO) نمونهای کلیدی از بازفرض است. CDOها بسیاری از وامهای مسکن را در یک دارایی واحد بستهبندی میکردند و ساختار آنها ناپایداری آنها را پنهان میکرد.
ورشکستگی Lehman همچنین نشان میدهد که چگونه بازفرض ریسک طرف مقابل را تشدید میکند. FirstBank Puerto Rico قبل از فروپاشی ۶۳ میلیون دلار وثیقه به Lehman Brothers برای تضمین سوآپ نرخ بهره اختصاص داده بود. آن وثیقه بهطور فنی به FirstBank بازگردانده میشد، اما در ابتدا به عنوان بخشی از تسویه حساب Lehman به Barclays فروخته شد. FirstBank در نهایت در تلاشهای قانونی خود برای بازپسگیری وثیقه از طرف مقابل ورشکسته خود شکست خورد.
تفاوتهای کلیدی با استیک مجدد
یکی از تفاوتهای مهم بین استیک مجدد و بازفرض این است که به لطف قراردادهای هوشمند و داراییهای زنجیرهای، یک توافق استیک مجدد ناموفق بهطور سریع و خودکار بازگردانده میشود، نه اینکه به پردازش کند دفاتر پشتی متکی باشد. انحلال خودکار ریسکهایی را به همراه دارد، اما توانایی اجرای تعهدات زنجیرهای نباید نادیده گرفته شود.
تفاوت اساسی دیگر این است که استیکینگ شامل یک وامگیرنده با تعهد مالی به یک وامدهنده نمیشود. در عوض، هم استیکینگ و هم استیک مجدد به معنای ارائه وثیقه برای تضمین ارائه خدمات هستند. در بلاکچینهای اثبات سهام مانند اتریوم، اعتبارسنجهای غیرمتمرکز که شبکه را ایمن میکنند، باید یک «سهام» قابل توجه از وجوه را برای جمعآوری بازده استیکینگ ارائه دهند. این سهام در معرض خطر «کاهش» یا توقیف جزئی به عنوان جریمه در صورت عدم انجام صحیح وظایف اعتبارسنج قرار دارد.
ریسکهای فنی، نه مالی
استیک مجدد شامل بستهبندی و انتقال یک «سهام» به یک سیستم دوم با شرایط مشابه است. استیککننده مجدد میتواند بازدهی از سیستم جدید نیز کسب کند، اما بهطور مشابه موافقت میکند که سهام او در صورت بروز خطا توقیف شود. استیک مجدد تعهدات کاری و احتمال جریمه شدن یک استیککننده را افزایش میدهد، اما اهرم مالی آنها را افزایش نمیدهد. ریسکهای استیک مجدد فنی هستند، نه مالی.
استیککننده مجدد میتواند به دلیل عملکرد ضعیف در هر یک از سیستمهایی که به آنها سهام اختصاص داده است، «کاهش» یابد و امنیت را کاهش دهد. یک باگ یا نقص قرارداد میتواند منجر به ناپایداری ناگهانی شود، همانطور که در پروتکل استیک مجدد BNB به نام Ankr در سال ۲۰۲۲ مشاهده شد.
شباهتها و تفاوتها با بازفرض
استیک مجدد و بازفرض تمایل به تشدید ریسک در یک سیستم را به اشتراک میگذارند، اما این ریسکها بهطور اساسی متفاوت هستند. بازفرض میتواند یک وامدهنده را در صورت نکول وامگیرندگان در وضعیت بدی قرار دهد، در حالی که استیک مجدد ریسک امنیت فنی سیستم را در صورت رفتار نادرست یک اعتبارسنج افزایش میدهد.
استیک مجدد زمانی که توکنهای استیکینگ نقدشونده به عنوان وثیقه استفاده میشوند، به بازفرض تبدیل میشود. قابلیت ترکیبپذیری کریپتو به همه اجازه میدهد تا انتخابهای بد خود را انجام دهند و بسیاری از افراد ریسکهای شدید را انتخاب میکنند. اما این امر به ساختار استیک مجدد ذاتی نیست و نباید اجازه داد که این امکان، مزایای این سیستمها را برای کارایی سرمایه تضعیف کند.