توهم مقیاسپذیری — چرا لایه ۲ ناجی کریپتو نخواهد بود
دنیای کریپتو سالهاست که روی راهحلهای لایه ۲ (L2) بهعنوان راهحل جادویی برای رفع مشکلات مقیاسپذیری حساب کرده است. اما اگر این راهحلها خود عامل ایجاد خطر باشند چه؟ بهجای هموار کردن مسیر پذیرش گسترده، این تمرکز باعث ایجاد شبکهای پیچیده از رولآپها، پلها و نقدینگی پراکنده شده که اصول اساسی بلاکچین یعنی تمرکززدایی و امنیت را تهدید میکند. رؤیای یک شبکه غیرمتمرکز و یکپارچه در حال محو شدن است و جای خود را به سیستمی پیچیده داده که ناکارآمدیها و تمرکزگرایی دنیای مالی سنتی را تکرار میکند. آیا ما در حال مقیاسدهی به نوآوری هستیم یا فقط گذشته را بازسازی میکنیم؟
چالشهای لایه ۲
لایه ۲ قرار بود معضل سهگانه بلاکچین را حل کند. با این حال، در حالی که ممکن است در سطح فردی شکافها را پر کنند، بهعنوان یک جنبش، راهحلهای لایه ۲ کریپتو را در معرض خطر از دست دادن هر سه قرار دادهاند. افزایش تعداد لایههای ۲ منجر به ایجاد یک اکوسیستم بسیار پراکنده شده که پیمایش در آن دشوار است و به راهحلهای پیچیده رولآپ و پلسازی متکی است. این امر باعث تمرکز بخشهایی از اکوسیستم شده و داراییها را به سیلوهای نقدینگی پراکنده کشانده، امنیت را تضعیف کرده و رقابت را برای پروژههای کوچکتر خفه کرده است.
این «راهحلها» اصطکاک گستردهای ایجاد کرده و همچنین خطرات امنیتی غیرضروری را به همراه داشتهاند. در حالی که هکهای مربوط به پلها در دو سال گذشته بسیار کمتر شدهاند، هکرها همیشه راههای جدیدی برای سوءاستفاده از رولآپها، کانالها و زنجیرههای جانبی پیدا خواهند کرد. وابستگی بسیاری از لایههای ۲ به ترتیبدهندهها یا اعتبارسنجهای مورد اعتماد، نقاط ضعف بیشتری ایجاد کرده و در دسترس بودن اعتبارسنجها را برای لایههای ۲ کوچکتر کاهش داده و تابآوری شبکه را تهدید میکند.
چالشهای فنی و تمرکززدایی
این راهحلها همچنین چالش فنی بزرگی را برای توسعهدهندگانی که قصد دارند برنامههای خود را با لایههای ۲ ادغام کنند، به وجود آوردهاند و نیاز به دانش عمیق و خاصی از مکانیک هر لایه ۲ دارند که برنامه ممکن است به آن نیاز داشته باشد. طرفداران لایه ۲ استدلال میکنند که این مصالحهها ضروری و بهراحتی قابلحل هستند، اما مسائل بنیادیتری نسبت به فدا کردن امنیت، مقیاسپذیری یا نقدینگی وجود دارد.
هدف نهایی کریپتو ایجاد یک شبکه جهانی است که در آن هر دارایی یا برنامه غیرمتمرکز بتواند بهصورت آنی و بدون نیاز به اعتماد با دیگری تعامل داشته باشد. اما اصطکاکی که لایههای ۲ ایجاد میکنند، این قابلیت همکاری فوری را تضعیف کرده و تمرکزگرایی ترتیبدهندهها و اعتبارسنجها اصول یک سیستم بدون نیاز به اعتماد را تضعیف میکند.
راهحلهای لایه ۱ و شاردینگ
کریپتو باید از پایه شروع به ساخت کند. بهجای برونسپاری مقیاسپذیری و امنیت، شبکههای بلاکچین باید این موارد را در لایه ۱ در اولویت قرار دهند. شاردینگ یک مسیر روشن به جلو ارائه میدهد، اما صنعت باید اهداف بالاتری را تعیین کرده و یک راهحل بلندمدت بسازد، نه فقط یک راهحل موقت برای رفع مشکل مقیاسپذیری فعلی.
راهحلهای لایه ۱ برای همه هستند. آنها پایههای اکوسیستم را برای توسعهدهندگان، معاملهگران، کاربران عادی و حتی چندین میلیارد کاربر بالقوه ایمن میکنند. بدون معماری مقاوم و مقیاسپذیر در پایهها، یک فشار قوی کافی است تا این خانه پوشالی فرو بریزد.
نتیجهگیری
البته، موارد استفاده خاصی ممکن است با راهحلهای لایه ۲ بهتر باشند. تسویه معاملات با فرکانس بالا یک مثال عالی است، اما استثناها هرگز قاعده را اثبات نمیکنند. از دیدگاه کل اکوسیستم، توسعهدهندگان باید بر راهحلهای مقیاسپذیری بومی و یکپارچه تمرکز کنند، نه اینکه فقط پیچیدگی را افزایش داده و راهحلهای ناپایدار بیشتری را روی هم انباشته کنند. بدون توجه کافی به لایه ۱، چیزی جز مشکلات در انتظار نخواهد بود.