مدل سوددهی دیفای خراب است؛ راهکارهای اصلاح آن
امور مالی غیرمتمرکز (DeFi) نیاز به بازنگری دارد. پروتکلها سالها به دنبال رشد از طریق انتشار توکنهایی بودهاند که سودهای سالانه (APY) چشمگیری را وعده میدهند، اما تنها شاهد خروج نقدینگی پس از اتمام این مشوقها بودهاند. وضعیت فعلی دیفای بیش از حد تحت تأثیر سرمایههای فرصتطلب است که اکوسیستمهای مصنوعی و محکوم به فروپاشی ایجاد میکند.
این صنعت در چرخهای مخرب گرفتار شده است: راهاندازی یک توکن حاکمیتی، توزیع سخاوتمندانه آن به ارائهدهندگان نقدینگی برای افزایش ارزش کل قفلشده (TVL)، جشن گرفتن معیارهای رشد و تماشای بیتفاوت خروج سرمایهگذاران سودجو به سمت پروتکل بعدی. این مدل ارزش پایدار ایجاد نمیکند؛ بلکه توهمات موقتی از موفقیت را به وجود میآورد.
مشکلات مدل فعلی
مدل فعلی سوددهی مبتنی بر انتشار توکن سه نقص اساسی دارد که پتانسیل صنعت را تضعیف میکند:
- بیشتر سود در دیفای از انتشار توکنهای تورمی ناشی میشود، نه درآمد پایدار. این امر باعث ایجاد پویایی ناپایداری میشود که در آن شرکتکنندگان اولیه ارزش را استخراج میکنند، در حالی که کاربران بعدی با داراییهای کمارزششده مواجه میشوند.
- سرمایههای فرصتطلب بر نقدینگی دیفای تسلط دارند. بدون مشوقهای ساختاری برای تعهد بلندمدت، سرمایه به هر پروتکلی که بالاترین سود موقت را ارائه دهد، منتقل میشود.
- انگیزههای ناهماهنگ مانع از ایجاد خزانههای پایدار برای پروتکلها میشود. هنگامی که توکنهای حاکمیتی عمدتاً برای جذب نقدینگی از طریق انتشار استفاده میشوند، پروتکلها نمیتوانند ارزش را برای خود حفظ کنند و سرمایهگذاری در توسعه و امنیت بلندمدت غیرممکن میشود.
راهکارهای اصلاح
راهحل این مشکلات نیازمند تغییر از مدلهای اقتصادی استخراجی به مدلهای بازآفرین است. نقدینگی متعلق به پروتکل یکی از امیدوارکنندهترین رویکردها برای حل این مشکل است. به جای اجاره نقدینگی از طریق انتشار توکن، پروتکلها میتوانند پایههای سرمایه دائمی ایجاد کنند که بازدهی پایدار تولید میکنند.
هنگامی که پروتکلها مالک نقدینگی خود هستند، مزایای متعددی به دست میآورند: آنها در برابر خروج سرمایه در دوران رکود بازار مقاوم میشوند، میتوانند درآمد کارمزد ثابتی ایجاد کنند که به پروتکل بازمیگردد و مهمتر از همه، میتوانند سود پایدار مبتنی بر فعالیت اقتصادی واقعی ایجاد کنند، نه تورم توکن.
استیک کردن داراییهای پلزده شده نیز راه دیگری به سوی پایداری ارائه میدهد. معمولاً این داراییها بدون استفاده باقی میمانند و به پتانسیل نقدینگی بلاکچینهای متصل کمک چندانی نمیکنند. از طریق استیک کردن پل، این داراییها در استراتژیهای کمریسک و سودآور در اتریوم مجدداً به کار گرفته میشوند که برای تأمین مالی سودهای تقویتشده استفاده میشود.
اولویتبندی سود واقعی
برای بلوغ دیفای، پروتکلها باید سود واقعی را در اولویت قرار دهند - بازدهی که از درآمد واقعی ایجاد میشود، نه از انتشار توکن. این به معنای توسعه محصولات و خدماتی است که ارزش واقعی برای کاربران ایجاد میکنند و بخشی از آن ارزش را برای پروتکل و ذینفعان بلندمدت آن حفظ میکنند.
در حالی که مدلهای سوددهی پایدار معمولاً بازدهی اولیه کمتری نسبت به رویکردهای مبتنی بر انتشار ارائه میدهند، این بازدهیها پایدار هستند. پروتکلهایی که این تغییر را میپذیرند، پایههای مقاومی ایجاد خواهند کرد، نه اینکه به دنبال معیارهای ظاهری باشند.
دیفای نمیتواند وعده خود برای انقلاب در امور مالی را در حالی که به مدلهای اقتصادی ناپایدار متکی است، محقق کند. پروتکلهایی که این کار را انجام میدهند، خزانههایی را جمعآوری خواهند کرد که برای مقاومت در برابر چرخههای بازار طراحی شدهاند، نه برای کاهش در دوران رکود. آنها از ارائه خدمات واقعی سود ایجاد خواهند کرد، نه از چاپ توکن.
تغییر ذهنیت جمعی
این تحول نیازمند تغییر ذهنیت جمعی در میان شرکتکنندگان دیفای است. سرمایهگذاران باید تفاوت بین سود پایدار و ناپایدار را تشخیص دهند. سازندگان باید توکنومیکهایی طراحی کنند که پاداش همسویی بلندمدت را بدهند، نه سفتهبازی کوتاهمدت. کاربران باید منبع واقعی بازدهی خود را درک کنند.
آینده دیفای به درستی این اصول اساسی بستگی دارد. زمان آن رسیده است که مدل سوددهی خراب خود را قبل از تکرار اشتباهات گذشته اصلاح کنیم.