„Vitalik: داستان اتریوم“؛ کمتر درباره رمزارز و بیشتر درباره انسانی بودن
هنگام ساخت یک مستند، فیلمسازان معمولاً با دیدگاهی درباره آنچه میخواهند کشف کنند آغاز میکنند؛ دیدگاهی که اغلب با مجموعهای از فرضیات همراه است و وقتی فیلمبرداری شروع میشود، آن دیدگاه به کلی دگرگون شده و مسیر جدیدی برای پروژه رقم میخورد.
اینگراسچی در مصاحبهای گفت: «در حین ساخت آن فیلم، ما میخواستیم با ویتالیک بوترین مصاحبه کنیم. با او ارتباط برقرار کردیم و به محض دیدار با او، از نگرش منحصر به فردش نسبت به خوشبینی فناوری و شکستن کلیشههایی که از دنیای رمزارز داشتیم الهام گرفتیم. او میلیاردر بود اما بسیار فروتن، بامزه، جالب و کاملاً متعهد به ارزشهای تمرکززدایی بود. این برای ما بسیار الهامبخش بود؛ به حدی که تصمیم گرفتیم قطعهای درباره ویتالیک یا جامعه اتریوم به طور کلی بسازیم.»
اما اینگراسچی و تامپل فیلمسازانی از پیشین دنیای رمزارز نبودند؛ بلکه افرادی علاقهمند به فناوری و جوامعی بودند که از فناوری به شیوههای نوین بهره میبردند و ویتالیک و اتریوم به طور تصادفی هر دو این ویژگیها را داشتند.
اینگراسچی و تامپل سپس با راهاندازی یک کمپین تأمین مالی از طریق توکنهای غیرقابل معاوضه (NFT) در عرض ۵۰ ساعت نزدیک به ۲ میلیون دلار جمعآوری کردند، که این امکان را برای شروع سریع در تابستان ۲۰۲۱ در اوج رونق NFT فراهم ساخت. تامپل گفت: «این فرصت به ما این امکان را داد تا مالکیت فیلم را به دست آوریم بدون اینکه تحت تأثیر هر گونه ذینفع، پلتفرم یا واسطهای باشیم که در غیر این صورت محتوا را هدایت میکردند. این فرصتی شگفتانگیز بود که بیش از دو سال از ویتالیک، آن کوچنده جهانی، در سراسر جهان پیگیری کردیم.»
تامپل و اینگراسچی ویتالیک را تا اوکراین، مونتهنگرو، تورنتو و کلمبیا دنبال کردند تا مرد پشت فناوری را بهتر بشناسند. آنها حتی زمانی را با پدر و سایر اعضای خانواده بوترین گذراندند و به داستان مهاجرت خانواده او از روسیه به کانادا پرداختند. تامپل افزود: «ما میخواستیم بفهمیم چگونه دوران رشد و تکامل ویتالیک بر ارزشهای او تأثیر گذاشته است. با افراد جامعه اتریوم، دوستان ویتالیک و دیگران گفتگو کردیم تا تصویری عمیقتر ترسیم کنیم و ببینیم چگونه خالقان فناوریهای رمزارزی ارزشها، کاستیها و علایق خود را در نتیجه نهایی کدنویسی میکنند.»
از همان ابتدا، هدف اصلی تامپل و اینگراسچی ساخت قطعهای بود که برای مخاطب عادی قابل دسترسی باشد؛ قطعهای که بتواند ارزشها و نکات جالب جامعه اتریوم را به گونهای بیان کند که فردی که با رمزارزها آشنا نیست، به راحتی درک کند. اما در ابتدا آنها نمیدانستند این موضوع چه معنایی دارد و به کجا خواهد انجامید زیرا داستانها و افراد متعددی را در اکوسیستم اتریوم دنبال میکردند. در حین تدوین مستند، آنها آن را با افرادی که هیچ آگاهی از رمزارز نداشتند آزمایش کردند و همانطور که انتظار میرفت، این افراد دچار سردرگمی شدند.
اینگراسچی گفت: «ایجاد یک مستند که هم برای کسانی که از دنیای رمزارز هیچ آگاهی ندارند، هم قابل دسترسی و هم سرگرمکننده باشد، بسیار سخت است. اما از بازخوردهای نمایشهای اولیه کاملاً مشخص شد که وقتی افراد میتوانند با فردی ارتباط برقرار کنند - ویژه ویتالیک که بسیار دوستداشتنی و الهامبخش است - این امر نقطه ورودی برای درک مفاهیم انتزاعیتر میشود. ویتالیک قلاب انسانی ماست، داستان انسانی ما درباره فردی که قرار است شما را شگفتزده کند، کلیشههایتان درباره رمزارز را بشکند و شما را کمی بیشتر از انتظارتان هیجانزده کند.»
به گفته اینگراسچی، صحنههای مورد علاقه بوترین در فیلم، زمانی بود که در حال نوشیدن چای یا درست کردن صبحانه بود؛ یعنی در حال ابراز خودش به صورت طبیعی، بامزه و جالب. او افزود: «این همان چیزی است که فیلم را سرگرمکننده، قابل تماشا و انسانی میسازد. وقتی کسی حاضر است در برابر دوربین به صورت طبیعی ظاهر شود، داستان بسیار انسانیتری شکل میگیرد تا نسخهای صرفاً فکری از ویتالیک که قبلاً تصور میکردیم.»
تامپل گفت: «وقتی هفت ساله بود، در واقع یک مانیفست ۱۰۰ صفحهای ساخت که دنیایی خیالی برای خرگوشها را به تصویر میکشید. این مانیفست شامل سیستمهای مالی، انرژی و پر از نمودارها و جداول بود؛ آفرینی شگفتانگیز برای ذهن یک کودک هفت ساله. فکر میکنم برای بسیاری از افرادی که این داستان را شنیدند، به آنها کمک میکند تا با دنیای اتریوم به عنوان دنیایی نو در حال شکلگیری ارتباط برقرار کنند. اگر بتوانید ویتالیک را به عنوان کودکی هفت ساله تصور کنید که این دنیای خیالی را میسازد، همان چیزی است که او اکنون با اتریوم تلاش میکند دوباره بسازد.»
این همه بخشی از اميد بوترین به ایجاد کارایی واقعی اتریوم در جهان است؛ امیدی که اینگراسچی در زمانی که بوترین به اوکراین سفر کرد، به وضوح مشاهده کرد. او گفت: «وقتی به اوکراین رفت، با معاون نخستوزیر، فدوروف، صحبت کرد و به سرعت مشخص شد که سیستم بانکی در ابتدای جنگ در هم فشرد. بدون رمزارز، هزاران زندگی در ارتش از بین میرفت، زیرا رمزارز قادر بود پول را به سرعت به خطوط مقدم منتقل کند و مرزها را پشت سر بگذارد. بیش از ۱۳۰ میلیون دلار برای مقاومت اوکراین جمعآوری شد. زمانی که ویتالیک در جریان جنگ به کییف سفر کرد، شاهد این بود که آنچه در گذشته کمک کرده بود خلق شود و به شیوهای بسیار حیاتی به کار گرفته شود. این یک لحظه احساسی و اثباتی از قدرت واقعی آن بود.»
در بسیاری جهات، این به این دلیل است که بوترین همچنان کودکی بازیگوش است که به خلاقیت درونی جوانی خود دامن میدهد، اما اکنون با ذهن و بدن یک بزرگسال و منابع لازم برای اجرای ایدههایش. تامپل گفت: «ویتالیک خود را در درجه اول به عنوان یک سازنده و اندیشمند معرفی میکند. چالش جالبی برای او در حین فیلمبرداری این بود که مردم از او میخواستند بیشتر باشد؛ رهبر و نماینده کل جنبش رمزارز. در طول فیلم، او با مسأله استفاده از صدایش، مسئولیت رهبری و بیان مخالفت با موضوعاتی که همیشه با آنها موافق نیست، دست و پنجه نرم میکند. در نهایت، تصمیم میگیرد علیه سفتهبازی صحبت کند و اظهار نظر کند که فکر نمیکند اتریوم برای معامله میمونهای میلیوندلار طراحی شده باشد و کارهای بیشتری برای اصلاح سیستمها و کمک به مردم وجود دارد.»
این یک عنصر انسانیسازی برای یک بنیانگذار فناوری است که بر روی پلهی تقدیر نشسته؛ نشان میدهد که گاهی در بیان ارزشهایمان دچار مشکل میشویم، بهویژه زمانی که آن ارزشها با دینامیک اجتماعات و جامعه کل ما در تضاد است. داستانی جسورانه که توسط دو فیلمساز «غیررمزارزی» روایت میشود.
اینگراسچی گفت: «در واقع، ما از رمزارز برای بسیاری از مراحل فرایند توزیع این فیلم استفاده کردهایم که این موضوع هیجانانگیز است، زیرا فضای مستند شکسته شده است. برای یک فیلم مستند مستقل امروزه ساختن فیلم بسیار دشوار است. بسیاری از سرویسهای پخش کنترل زیادی بر فیلم نهایی دارند؛ اما به لطف تأمین مالی رمزارزی اولیه روی پلتفرم Mirror، ما توانستیم کنترل خلاقانه بر فیلم داشته باشیم.»
اینگراسچی و تامپل با استفاده از زورا، تریلر فیلم را عرضه کردند و در سپتامبر گذشته فیلم را به صورت اولیه روی زنجیرهی بلوک (onchain) از طریق Bonfire منتشر کردند؛ هر دو این اقدامات با فناوری Web3 امکانپذیر شدند. این روند به آنها کمک کرد تا منابع لازم برای بازاریابی مستند به مخاطبان عمومی را جمعآوری کنند. تامپل افزود: «بسیاری از فیلمسازان مستقل هیچ بودجهای برای بازاریابی ندارند؛ در مستندها پول کمی وجود دارد. اما به لطف تأمین مالی رمزارزی، ما توانستیم مطمئن شویم که تریلر، پیام و فیلم به دست مخاطبان برسد.»
به این ترتیب، اینگراسچی و تامپل زیرنویسیای پیرامون ساخت فیلم با ابزارهای رمزارزی ایجاد کردند که مثالی واقعی برای سایر فیلمسازان است تا بتوانند با بهرهگیری از پلتفرمهای بلاکچین، پروژههای فیلمسازی خود را به موفقیت برسانند. اینگراسچی گفت: «فکر میکنم پتانسیل زیادی برای این ابزارها وجود دارد تا تأثیر بزرگی بر فیلمسازان بگذارند، هرچند ما هنوز در آغاز راه هستیم. هنوز درک این فناوری دشوار است و پیچیدگیها به اندازه کافی ساده نشدهاند. عرضه اولیه کوتاه فیلم روی زنجیره، اگرچه شاهد موفقیت بود، برای کسانی که از دنیای رمزارز نبودند بسیار دشوار بود.»
اما در نهایت، عرضه تئاتری غیرمتمرکز فیلم در ۲۴ کشور و ۳۰ شهر سراسر جهان، در یک شب برگزار شد. تامپل گفت: «در پریمیر فیلم در نیویورک، کسی نزد من آمد و گفت: «احساس میکنم میتوانم این را با کسی در میان بگذارم تا بالاخره درک کند که من چه کاری انجام میدهم و چرا این کار را انجام میدهم.» چنین واکنشهایی، مانند احساس دیده شدن و درک شدن به عنوان یک فناور، رویای یک فیلمساز است که از افرادی که در حال ساخت سیستمهای نو هستند، بشنود.»
برای اینگراسچی و تامپل، رویا همچنان در حال تحول است؛ چرا که فیلم آنها اکنون در سراسر جهان و روی پلتفرمهای مطرح مانند Apple و Prime Video قابل مشاهده است. اینگراسچی گفت: «اگر هدف این است که فیلمی بسازید که بتوانید آن را حتی برای مادرتان بفرستید - حتی اگر او دقیقاً متوجه مفاهیم اتریوم نشود، دلیل علاقه شما را درک خواهد کرد - پس فکر میکنم به این هدف دست یافتهایم.» او افزود: «ویتالیک بر این باور است که فناوری میتواند زندگی ما را بهتر کند، بهویژه در شرایطی که امروز قطببندی و بدبینی درباره بلاکچین وجود دارد و سوالاتی درباره ارزش آن مطرح است. اگر از این فناوریها به شیوههای درست استفاده کنیم و انرژی خود را صرف یافتن کاربردهای واقعی آنها کنیم، زندگی ما میتواند بهتر شود و ویتالیک نشان داده که این سوالات ارزش پرسیدن دارند.»