اگر ترامپ پاول را اخراج کند، ارزهای دیجیتال چه سرنوشتی خواهند داشت؟
در ماههای اخیر شاهد الگوی مشخصی بودهایم: رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، اقداماتی میکند که به ظاهر به ضرر اقتصاد آمریکا است و بازارها سقوط میکنند. در این میان، ترامپ به جرم پاول، رئیس بانک فدرال رزرو، روی آورده و از او میخواهد نرخ بهره کلیدی یعنی نرخ وامدهی به بانکها (Fed Funds Rate) را کاهش دهد. اما پاول مصمم است تا با رعایت استانداردهای دقیق اقتصادی، نرخها را تنظیم کند تا هم اشتغال را حداکثر و هم ثبات قیمتها حفظ شود.
ترامپ معتقد است کاهش نرخ بهره، به مثابه تزریق نقدینگی به اقتصاد آمریکا است که فعالیت اقتصادی را تحریک و بازارها را رونق میبخشد؛ اقدامی که به نظر میرسد موفقیت او را نشان دهد. در مقابل، پاول نگران این موضوع است که در صورت عدم استقلال بانک مرکزی، هزینههای بهرهای بخش بزرگی از تولید ناخالص داخلی را جذب کند و اقتصاد آمریکا به مشکل بیفتد.
هفته گذشته، ترامپ بارها اشاره کرد که دوست دارد پاول را از سمت خود برکنار کند و این موضوع بازارها را نگرانی عمیقی دامن زد. در روز دوشنبه، ترامپ با توهین از پاول در شبکه اجتماعی Truth Social، باعث سقوط بازارها شد. در پاسخ، وزीर خزانهداری، اسکات بسنت، درباره ریسکهای ناشی از برکناری پاول هشدار داد. به گفته ترامپ، در حال حاضر تصمیم به برکناری رئیس بانک مرکزی ندارد.
اما این روند همچنان بیشتر شبیه یک حلقه سقوط است و ناظرین بازار منتظر وقوع حادثه بعدی هستند. اگرچه قانوناً رئیسجمهور مجاز به برکناری پاول نیست، قانون فدرال رزرو از سال ۱۹۱۳ میگوید که هر عضو تا چهارسالی پس از پایان دوره جانشینش در مقام خود باقی میماند مگر اینکه به سبب خاصی زودتر برکنار شود. در پرونده ۱۹۳۵ «مجری هنفری در برابر ایالات متحده»، دادگاه عالی قوه قضائیه مشخص کرد که قدرت نامحدود برکناری برای رئیسجمهور وجود ندارد و این مسئله استقلال نهادهایی مانند بانک فدرال رزرو را تثبیت میکند.
اقتصاددانان معتقدند که کنترل سیاسی بانکهای مرکزی میتواند منجر به اتخاذ سیاستهای کوتاهمدت شود. به عنوان مثال، ریچارد نیکسون از رئیس بانک فدرال رزرو، آرتور برنز، خواست تا سیاستهای انبساطی را قبل از انتخابات ۱۹۷۲ اعمال کند که zwar به پیروزی وی منجر شد اما بعداً با بروز «رکود تورمی» به بحران عمیقی انجامید. در مقابل، سیاستهای پال ولکر که از سال ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۷ به اجرا رسید، گرچه موجب رکود شد اما در نهایت تورم را مهار و زمینه رونق دهه ۹۰ را فراهم آورد.
اقتصاددانان و ناظران بازار بر این باورند که استقلال بانک مرکزی حیاتی است؛ چرا که کشورهای با بانکهای مرکزی زیر کنترل سیاسی، مانند آلمان وایمار، آرژانتین پرونیس و ونزوئلا، دچار ابرتورمهای مخرب شدهاند. بنابراین، اگر ترامپ پاول را برکنار کند، احتمالاً تبعات جدی در سراسر اقتصاد آمریکا و بازار ارزهای دیجیتال رخ خواهد داد.
از چند هفته گذشته، با ایجاد ترس از بحران احتمالی در بانک مرکزی و خروج سرمایه از بازارهای سنتی، سرمایهگذاران به دنبال داراییهای امنتر رفتهاند. در گذشته، اوراق خزانهی آمریکا به عنوان داراییهای بدون ریسک شناخته میشدند، اما امروزه با افزایش نرخ بهره و بحران احتمالی، این اعتماد کاهش یافته است. این تغییر ممکن است موجی از سرمایهگذاری به سمت ارزهای دیجیتال ایجاد کند.
قیمت بیت کوین به طور تاریخی با شاخص Nasdaq همراه بوده، ولی اخیراً شاهد جهش قیمت بیت کوین بودهایم که برخی بر این باورند شاهد جدایی یا «decoupling» این دارایی از داراییهای متمرکز هستیم. اگرچه نمیتوان با قطعیت گفت که چه اتفاقی خواهد افتاد، اما برکناری پاول میتواند این روند را آشکار سازد.
با این حال، بحران در بانک مرکزی میتواند تأثیرات گستردهای در بازار ارزهای دیجیتال داشته باشد. به ویژه، استیبلکوینهایی مانند USDC و USDT که با داراییهای خزانهای USA پشتیبانی میشوند، در معرض خطراتی مانند نکول بدهیهای خزانهداری قرار خواهند گرفت. اقتصاددانان حتی به این نکته اشاره کردهاند که ترامپ ممکن است تلاش کند بدهیهای ایالات متحده را کاهش دهد یا حتی ورشکستگی اعلام کند، مسئلهای که میتواند زنجیرهای از خروج سرمایه و انحلال در بازار ایجاد کند.
در نهایت، هرچند هیچ کس نمیداند آیا ترامپ پاول را برکنار خواهد کرد یا نه، اما اگر چنین اقداماتی صورت گیرد، زنجیرهای از رخدادهای پیچیده در اقتصاد آمریکا و بازار ارزهای دیجیتال رقم خواهد خورد. ممکن است در این میان، ارزهای دیجیتال مستقل از داراییهای سنتی قدم بردارند، اما بحران ناشی از این تصمیمات نیز میتواند نرمشهای گستردهای به همراه داشته باشد. حال، ما فقط انتظار داریم تا نتیجه این ماجرا مشخص شود.
با ذکر این که رئیسجمهور مجوز برکناری رئیس بانک فدرال رزرو را به طور مطلق ندارد، در صورتی که ترامپ موفق به عبور از این مانع قانونی شود، همچنان سوال بزرگی باقی میماند: تأثیر نهایی این اقدام بر صنعت ارزهای دیجیتال چه خواهد بود. سرمایهگذاران هماکنون در پی پناه بردن از داراییهای پرتلاطم هستند و ممکن است به ارزهای دیجیتال روی آورند. در عین حال، بحران احتمالی ممکن است باعث اختلال عمیقتری در بازار شود و اثرات آن در سالهای آینده نیز مشهود باشد.
آخرین نکته این است که هرگونه تغییر در سیاستهای کلیدی بانک مرکزی، علاوه بر تأثیرات سیاسی، میتواند اثرات متعددی در سراسر بازارهای مالی جهانی به همراه داشته باشد. از کاهش ارزش دلار تا تغییر در الگوهای تجارت بینالمللی، همه بر حوزه ارزهای دیجیتال تأثیرگذار خواهد بود. اگرچه نمیتوان با قطعیت پیشبینی کرد که آیا این تغییرات به نفع یا ضرر ارزهای دیجیتال خواهد بود، اما مشخص است که هر اقدامی در این زمینه میتواند آینده این صنعت را برای همیشه تغییر دهد.