قوانین فناوریهای نوظهور: رویکردی جامع و ماندگار
فناوری امروز بیش از هر زمان دیگری با سرعت نور در حال پیشرفت است. ما از قانون مور فراتر رفتهایم - قدرت محاسباتی هر شش ماه دو برابر میشود نه هر دو سال - در حالی که قوانین همواره در حال تلاش برای همگام شدن هستند. قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپا در آگوست ۲۰۲۴ اجرایی شد و در حال حاضر عقب مانده است. این قانون به عوامل هوش مصنوعی توجهی نکرده و همچنان با هوش مصنوعی مولد (GenAI) و مدلهای پایه درگیر است. ماده ۲۸b در ژوئن ۲۰۲۳، پس از راهاندازی ChatGPT در پایان ۲۰۲۲ و گسترش استفاده از چتباتها، به این قانون اضافه شد. این موضوع در زمان تدوین اولیه قانون در آوریل ۲۰۲۱ مورد توجه قانونگذاران نبود.
با پیشرفت بیشتر در حوزه رباتیک و استفاده از دستگاههای واقعیت مجازی، "پارادایم جدیدی از معماریهای هوش مصنوعی" توسعه خواهد یافت که محدودیتهای GenAI را برای ایجاد رباتها و دستگاههای مجازی که قادر به درک جهان هستند، برطرف میکند. شاید صرف زمان برای تدوین یک ماده جدید درباره GenAI کار درستی نبوده باشد.
دوگانگی در قوانین فناوری
علاوه بر این، قوانین فناوری به شدت دوگانه هستند. قوانینی برای هوش مصنوعی مانند قانون هوش مصنوعی اتحادیه اروپا؛ برای وب ۳ مانند بازارهای داراییهای رمزنگاری شده؛ و برای امنیت اطلاعات دیجیتال مانند قانون امنیت سایبری اتحادیه اروپا و قانون تابآوری عملیاتی دیجیتال وجود دارد. این دوگانگی برای کاربران و کسبوکارها پیچیده و دشوار است و با نحوه توسعه راهحلها و محصولات همخوانی ندارد. هر راهحل شامل بسیاری از فناوریها است، در حالی که هر جزء فناوری قوانین جداگانهای دارد. شاید زمان آن رسیده باشد که نحوه تنظیم قوانین فناوری را بازنگری کنیم.
نیاز به رویکردی جامع
شرکتهای فناوری با استفاده از فناوریهای پیشرفته مانند وب ۳، هوش مصنوعی، محاسبات کوانتومی و دیگر فناوریهای نوظهور، مرزها را جابهجا کردهاند. سایر صنایع نیز در حال آزمایش و پیادهسازی این فناوریها هستند. همه چیز دیجیتال شده و هر محصولی چندین فناوری را در خود جای داده است. به عنوان مثال، Apple Vision Pro یا Meta Quest دارای سختافزار، عینک، هوش مصنوعی، فناوری بیومتریک، محاسبات ابری، رمزنگاری، کیف پول دیجیتال و موارد دیگر هستند و به زودی با فناوری وب ۳ نیز یکپارچه خواهند شد.
یک رویکرد جامع برای تنظیم قوانین به دلایل زیر مناسبترین رویکرد است:
- بیشتر راهحلها نیاز به یکپارچهسازی چندین فناوری نوظهور دارند. اگر برای هر فناوری دستورالعملها و قوانین جداگانهای داشته باشیم، چگونه میتوانیم اطمینان حاصل کنیم که محصول/خدمت مطابق با قوانین است؟ کجا یک قانون شروع و دیگری پایان مییابد؟ دستورالعملهای جداگانه احتمالاً پیچیدگی، خطاها و سوءتفاهمات بیشتری را به همراه خواهند داشت که در نهایت ممکن است بیشتر از اینکه مفید باشند، مضر باشند.
- اگر پیادهسازی فناوریها جامع و فراگیر است، رویکرد تنظیم قوانین نیز باید چنین باشد.
- همه فناوریها نقاط قوت و ضعف دارند و اغلب نقاط قوت یک فناوری میتواند نقاط ضعف دیگری را جبران کند. به عنوان مثال، هوش مصنوعی میتواند با افزایش دقت و کارایی اجرای قراردادهای هوشمند و امنیت و نظارت بر بلاکچین، از وب ۳ پشتیبانی کند. در مقابل، فناوری بلاکچین میتواند به ایجاد "هوش مصنوعی مسئول" کمک کند، زیرا بلاکچین شفاف، قابل ردیابی، قابل اعتماد و غیرقابل تغییر است، ویژگیهایی که هوش مصنوعی فاقد آنهاست.
نیاز به قوانین پیشگیرانه
بسیاری از پیشنهادهای قانونی در سراسر جهان واکنشی به تغییرات فعلی هستند و به اندازه کافی به ارائه چارچوبهایی برای آینده نمیپردازند. اگر مثلاً میدانیم که در پنج سال آینده "پارادایم جدیدی از معماریهای هوش مصنوعی" وجود خواهد داشت، چرا از امروز به فکر تنظیم قوانین آن نباشیم؟ یا بهتر از آن، چرا یک چارچوب قانونی ایجاد نکنیم که بدون توجه به چگونگی تکامل فناوری قابل اجرا باشد؟
نوآوری مسئولانه
نوآوری مسئولانه به طور ساده به معنای استفاده از فناوریهای جدید برای جامعه بدون ایجاد مشکلات بیشتر از آنچه حل میکنند، است. به عبارت دیگر: "خوب عمل کن، آسیب نرسان." اصول نوآوری مسئولانه برای همه فناوریها طراحی شدهاند، نه فقط هوش مصنوعی. این اصول به رسمیت میشناسند که همه فناوریها میتوانند پیامدهای ناخواستهای برای کاربران، ناظران و جامعه داشته باشند و این مسئولیت شرکتها و توسعهدهندگان است که این خطرات را شناسایی و کاهش دهند.
این اصول فراگیر و بینالمللی هستند و برای هر فناوری که امروز وجود دارد و در آینده تکامل خواهد یافت، قابل اجرا هستند. این میتواند مبنایی برای تنظیم قوانین فناوری باشد. با این حال، شرکتها، صرف نظر از قوانین، باید درک کنند که نوآوری مسئولانه اعتماد کاربران را جلب میکند که به پذیرش عمومی تبدیل خواهد شد.
قانون "حقیقت در فناوری"
قانون اوراق بهادار ۱۹۳۳ که به عنوان قانون "حقیقت در اوراق بهادار" نیز شناخته میشود، برای محافظت از سرمایهگذاران در برابر کلاهبرداری و ارائه نادرست اطلاعات و بازگرداندن اعتماد عمومی به بازار سهام پس از سقوط بازار در سال ۱۹۲۹ ایجاد شد. در قلب این قانون، صداقت و شفافیت قرار دارد که عناصر اساسی برای جلب اعتماد عمومی به بازار سهام یا هر چیز دیگری هستند. این قانون در برابر گذر زمان مقاومت کرده و به عنوان یک قانون "ماندگار" باقی مانده است. تجارت اوراق بهادار و صنعت مالی دیجیتالتر و فناورانهتر شدهاند، اما اصول اساسی این قانون همچنان قابل اجرا هستند و خواهند بود.
بر اساس اصول نوآوری مسئولانه، میتوانیم یک "قانون حقیقت در فناوری" طراحی کنیم که اعتماد عمومی به فناوری را در سطح بینالمللی، اکنون و در آینده، جلب کند. اساساً ما به دنبال این هستیم که این محصولات و خدمات ایمن، قابل اعتماد، اخلاقی، حفظکننده حریم خصوصی، دقیق، قابل درک، قابل حسابرسی، شفاف و پاسخگو باشند. این ارزشها در سراسر مناطق، صنایع و فناوریها بینالمللی هستند و از آنجا که فناوری مرز نمیشناسد، قوانین نیز نباید مرز داشته باشند.
لزوم همکاری جهانی
نوآوری ممکن است ارزش ایجاد کند، اما همچنین ممکن است آن را استخراج یا تخریب کند. قوانین به محدود کردن دو نوع اخیر نوآوری کمک میکنند، در حالی که قوانین خوب طراحی شده میتوانند به بقای و شکوفایی نوع اول کمک کنند. همکاری جهانی میتواند راههایی برای تشویق نوآوری که برای اقتصاد و جامعه جهانی مفید است، پیدا کند. شاید زمان آن رسیده باشد که یک قانون حقیقت در فناوری - یک قانون بینالمللی، جامع و ماندگار - برای رفاه شهروندان جهان ایجاد شود.