آیا کریپتو در واشنگتن دچار تسخیر نظارتی شده است؟
نفوذ صنعت کریپتو در واشنگتن دیسی احتمال تصویب قوانین مفید برای این صنعت را افزایش داده، اما در عین حال مشکلاتی را نیز ایجاد کرده است. نگرانیها درباره تسخیر نظارتی - وضعیتی که در آن نهادهای نظارتی یا قانونگذاران برای خدمت به منافع یک گروه کوچک به کار گرفته میشوند - با افزایش لابیگری کریپتو در واشنگتن بیشتر شده است.
خطرات تسخیر نظارتی دو جنبه دارد: اول، منافع عمومی در سیاستگذاری نادیده گرفته میشود و به جای آن منافع یک صنعت یا شرکت خاص در نظر گرفته میشود؛ دوم، این امر میتواند باعث شود که نهادهای نظارتی نسبت به ریسکهای اقتصادی بیتوجه یا ناتوان شوند.
اکنون، کمتر از سه ماه از ریاست جمهوری ترامپ گذشته و قانونگذاران آمریکایی و ناظران صنعت کریپتو ابراز نگرانی کردهاند که این تسخیر نظارتی نه تنها میتواند به کشور آسیب برساند، بلکه رقابت درون صنعت کریپتو را نیز محدود کند.
نگرانیهای قانونگذاران
در نامهای به تاریخ ۲۸ مارس، اعضای برجسته کمیته بانکداری سنا و کمیته مالی، خطاب به رادنی هود، سرپرست اداره کنترل ارز (OCC) و میشل بومن، رئیس کمیته نظارت و مقررات هیئت مدیره فدرال رزرو، نگرانیهای خود را ابراز کردند. این نامه به طور خاص به راهاندازی USD1، یک پروژه استیبل کوین از پروژه مالی غیرمتمرکز خانواده ترامپ به نام World Liberty Financial (WLFI)، در حالی که کنگره در حال بررسی قانون GENIUS Act درباره استیبل کوینها است، اشاره میکند. سناتورها معتقدند که فرصتهایی برای تسخیر نظارتی و تضاد منافع وجود دارد.
«رئیسجمهور ترامپ ممکن است هرگونه اقدام OCC در مورد درخواست استیبل کوین USD1 را بررسی کند. او میتواند در تدوین مقررات ایمنی برای استیبل کوینها مداخله کند یا از آغاز هرگونه اقدام اجرایی علیه WLF جلوگیری کند.»
آنها افزودند که ترامپ میتواند سعی کند به رقبای USD1 کمک نکند یا به آنها آسیب برساند و قانون GENIUS Act هیچ تدبیری برای جلوگیری از چنین رفتاری ندارد.
نگرانیهای ناظران صنعت کریپتو
ناظران صنعت کریپتو نیز نگرانیهای مشابهی درباره نفوذ بیش از حد یک نهاد واحد بر سیاستگذاری ابراز کردهاند، به ویژه در مورد نفوذ Coinbase در توسعه سیاست استیبل کوینها در واشنگتن. در ژانویه، برایان آرمسترانگ، مدیرعامل Coinbase، اعلام کرد که شرکت او آماده است تا Tether (USDT)، بزرگترین استیبل کوین جهان، را از فهرست خود حذف کند اگر نسخهای از لایحه استیبل کوین که در کنگره در حال بررسی است به قانون تبدیل شود. تحت این شرایط، USDC، که Coinbase یکی از سهامداران عمده آن است، عملاً بزرگترین رقیب خود را از بازار ایالات متحده حذف میکند.
نیک کارتر، شریک Castle Island Ventures، این اقدام را ناعادلانه خواند و گفت: «تسخیر نظارتی سم است. این من را به یاد کاری که SBF انجام میداد میاندازد.» در آن زمان، ونس اسپنسر، بنیانگذار شرکت سرمایهگذاری خطرپذیر Framework Ventures، گفت که این «تلاشی آشکار برای تسخیر نظارتی توسط بازیگران آمریکایی به ضرر منافع ملی ایالات متحده» است.
او نتیجهگیری کرد: «آینده استیبل کوینها میتواند مبتنی بر دلار آمریکا باشد، اما تنها در صورتی که اجازه دهیم مجموعه وسیعتری از صادرکنندگان استیبل کوین رشد کنند و از نفوذ کسانی که به دنبال تسخیر نظارتی هستند جلوگیری کنیم.»
نفوذ لابیهای مختلف
جرج سلگین، پژوهشگر ارشد و مدیر بازنشسته مرکز جایگزینهای پولی و مالی مؤسسه کاتو، به Cointelegraph گفت که ذخیره بیت کوین دولت ایالات متحده نمونه دیگری از نفوذ لابی کریپتو بر فرآیند نظارتی است.
او گفت: «بعید است که کسی آن را مطلوب، چه رسد به ضروری، بداند که دولت ایالات متحده ذخایر داراییهای دیجیتال را نگه دارد - در واقع، هیچ دلیل خوبی برای این کار وجود ندارد - اگر فشار شدید از سوی علاقهمندان به ارزهای دیجیتال نبود.»
نفوذ لابیهای مختلف بر سیاستگذاری در واشنگتن چیز جدیدی نیست، به طوری که «تسخیر نظارتی» برای افراد عادی به نظر میرسد که توصیف کننده وضعیت عادی کسب و کار است. سلگین گفت که رویکرد دولت بایدن به کریپتو نیز نمونهای از تسخیر نظارتی بود، اما به نفع شرکتهای مالی سنتی که با تلاشهای لابیگری خود میخواستند رقابت از سوی تازهواردان صنعت را محدود کنند.
او گفت: «موضع نسبتاً خصمانه نهادهای نظارتی نسبت به کریپتو [در زمان بایدن] به همان اندازه نشانه تسخیر نظارتی بود که موضع ملایمتر آنها نسبت به آن در حال حاضر. تفاوت اصلی در این بود که چه کسی تسخیر کننده بود.»
او افزود: «تسخیر نظارتی مالی یک داستان قدیمی است؛ فقط برخی از بازیگران جدید اکنون در حال اثبات مهارت خود در این زمینه هستند.»
مرز باریک بین لابیگری مشروع و تسخیر نظارتی
هنگامی که از سلگین پرسیده شد چگونه میتوان بین لابیگری مشروع صنعت و تسخیر نظارتی تمایز قائل شد، او گفت: «فکر نمیکنم نیازی به این کار باشد. اول از همه، مرز بین آنها بسیار باریک است.»
او توضیح داد که صنایع به ندرت کنترل کامل نهادهای نظارتی را به دست میگیرند، تا حدی به این دلیل که شرکتهای مختلف درون یک صنعت ایدههای متفاوتی درباره اینکه چه نوع مقرراتی ایدهآل است، دارند. علاوه بر این، هر نوع لابیگری موفقیتآمیز به نوعی نهادهای نظارتی را «تسخیر» میکند، حتی اگر فقط به این دلیل که باعث تغییر باورهای آنها درباره بهترین روشهای نظارت میشود.
آیا تسخیر نظارتی بخشی طبیعی از فرآیند سیاستگذاری است؟
سپس این سوال باقی میماند: آیا تسخیر نظارتی باید به عنوان بخشی طبیعی از فرآیند سیاستگذاری پذیرفته شود؟ برخی از دانشگاهیان پیشنهاد کردهاند که نهادهای دولتی کاملاً جدیدی برای مقابله با این مشکل ایجاد شود. جرارد کاپریو، استاد اقتصاد در کالج ویلیامز، پیشنهاد ایجاد یک هیئت کارشناسی به نام «نگهبان» را برای نظارت بر رفتار نهادهای نظارتی داده است. اما چنین پیشنهادهایی با موانع تقریباً غیرقابل عبوری روبرو هستند، نه تنها به دلیل پیچیدگی فنی آنها، بلکه به دلیل این واقعیت ساده که قانونگذاران هیچ انگیزهای برای ایجاد سازمانی که بر آنها نظارت کند، ندارند.
به گفته سلگین، تعیین نهایی این نیست که «آیا یا چگونه صنعت موفق به نفوذ بر نهادهای نظارتی میشود. بلکه این است که آیا رژیم نظارتی حاصل به نفع منافع عمومی است یا خیر [...] اگر یک مقررات مضر باشد، مضر است، چه برای آن لابی شده باشد یا نه.»
و منافع عمومی در کریپتو روز به روز کمتر قابل مشاهده است. نظرسنجیها درباره احساسات، اعتماد و مالکیت کریپتو به شدت متفاوت است و علاقه شخصی دولت ترامپ به این موضوع کمکی به جلب نظر شکاکان یا رأیدهندگان میانهرو نکرده است.
حتی لابیگران کریپتو نیز اعتراف میکنند که انگیزه (به سختی) دو حزبی برای کریپتو ناشی از تمایل به جلب رضایت منابع مالی عمیق این صنعت پیش از انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ است. دیو گریمالدی، معاون اجرایی روابط دولتی در انجمن بلاکچین، گفت: «کاندیداهای طرفدار کریپتو وجود داشتند که پیروز شدند و توسط صنعت ما تأمین مالی شدند و رأیهایی از کاربران کریپتو در حوزه انتخابیه خود دریافت کردند. [...] و سپس اعضای فعلی کنگره که به دلیل مواضع بسیار منفی و غیرمنطقی خود کرسیهای خود را از دست دادند.»
تا زمانی که قانونگذاران و نهادهای نظارتی توافق نکنند که مشکلی برای حل وجود دارد و اراده سیاسی برای حل آن را به کار نگیرند، کار زیادی نمیتوان انجام داد.