با فروپاشی غولهای بازی، وعدههای بازیهای زنجیرهای محقق نمیشوند
در حالی که صنعت بازیسازی پس از پایان قرنطینههای کووید-۱۹ به طور مداوم در حال کاهش بوده است، سال ۲۰۲۴ بهطور ویژه ضربهای شدید به این صنعت وارد کرد، به طوری که اخراجها و بستهشدن استودیوها حتی به برجستهترین استودیوها رسید.
در حالی که هزینههای توسعه غیرقابل تحمل و بحران نوآوری به نظر میرسد اصلیترین عوامل فروپاشی باشند، بازیهای وب۳ به عنوان راهحلی احتمالی ظاهر شدند که وعده انتقال قدرت به توسعهدهندگان را میدادند و برای این منظور میلیاردها دلار سرمایهگذاری جذب کردند.
اما، علیرغم افزایش مداوم پذیرش ارزهای دیجیتال، بازیهای وب۳ نتوانستند توجه بازیکنان اصلی را جلب کنند یا هیچیک از مشکلات بنیادی بازیسازی را حل کنند. چرا؟
بلوههای اولیه به منظور کاربردهای مالی طراحی شده بودند. توسعهدهندگان بازی مجبور شدند یا روی بلوههایی بسازند که برای استفاده آنها طراحی نشده بودند یا زنجیرههای خود را ایجاد کنند که خود را از اکوسیستم بلاکچین منزوی میکردند. هر یک از این انتخابها منجر به تجربه ضعیف بازیکنان و تأکید بیش از حد بر توکِنومیک شد.
بسیاری از توسعهدهندگان گزینه دومی را انتخاب میکنند، یعنی کنترل را بر اتصال ترجیح میدهند. به طور ناخواسته، این امر منجر به ایجاد «باغهای دیواری» شد که تفاوت چندانی با آنهایی که به فروپاشی بازیهای سنتی انجامید نداشتند.
یک مقاله اخیر در نیویورک تایمز نشان داد که در ۳۰ یا ۴۰ سال گذشته، مدیران صنعت بازیهای ویدیویی به جای تکیه بر خلاقیت، بر بهبود گرافیک شرطبندی کردهاند تا بازیکنان و سود بیشتری جذب کنند.
توسعه بازیهای سنتی هزینهبر است و معمولاً بیش از ۱۰۰ میلیون دلار برای هر عنوان هزینه به همراه دارد. توسعهدهندگان مستقل اغلب برای رقابت با ناشران بزرگ که در نهایت بر تأمین مالی و توزیع کنترل دارند، دست و پنجه نرم میکنند.
زنجیره بلوکی به نظر میرسید که راهحل امیدوارکنندهای برای استودیوهای مستقل باشد، زیرا مسیرهای جدیدی برای جذب سرمایه برای آنها فراهم میآورد و کنترل بر توزیع را به آنها میداد.
با این حال، پلتفرمهای اولیه بازیهای وب۳ نهایتاً همان سیستمهای بستهای را که زنجیره بلوکی سعی در رفع آنها داشت ایجاد کردند. با هزینه بالای جذب بازیکن و تعداد محدود بازیکنان وب۳، پلتفرمهای بازیهای وب۳ گودالهای خود را عمیقتر کردند تا از ترک کاربران جلوگیری کنند.
با ادامه توسعه، بازیهای وب۳ مشکلات خاص خود را معرفی کردند. زیرساختهای فناوری بلاک چینهای لایهٔ ۱ مانند اتریوم و سولانا برای امور مالی ایجاد شده بودند و با نیازهای بازیسازی همخوانی نداشتند. فراتر از سرعت تراکنش، راه حلهای لایهٔ ۲ نیز برای رفع نیازهای منحصر بهفرد بازی طراحی نشده بودند.
توسعهدهندگان بازی — که به دلیل مدل تأمین سرمایه وب۳، وعدههای مالکیت و تعامل کاربری جذب شدهاند — مجبورند یا روی بلاک چینهای موجود بسازند و بازیپذیری را به خطر بیندازند یا زنجیرهٔ خود را راهاندازی کنند — که این امر توجه و منابع را از کاری که میخواهند انجام دهند؛ یعنی ساخت بازیهای بهتر، منحرف میکند.
در حالی که بازیکنان بومی رمزنگاری ممکن است این مبادله را ارزشمند بدانند، بازیکنان اصلی تجربههای جذاب را میخواهند.
یک گزارش از DappRadar در ژانویه نشان داد که بازیهای وب۳ به ۷.۳ میلیون کیف پول فعال یکتا دست یافتهاند، اما به گفتههای جمعی، تقریباً ۱۰ هزار نفر از آنها نماینده گروه واقعی بازیکنان هستند که فقط برای برداشت جوایز در بازی حضور ندارند. این رقم ممکن است بیشتر باشد، اما در بالاترین حد حدود ۵۰ هزار تا ۱۰۰ هزار نفر است.
آنچه بازیکنان اصلی را به زنجیره میآورد، توکِنهای غیرقابل تعویض (NFTها) یا مالی غیرمتمرکز نیست، مالکیت معنادار داراییهای درون بازی است. بازیکنان اصلی دههها را در بازیهای آرکید، نینتندو یا موبایل گذراندهاند. اگر این آشنایی با مالکیت حقیقی داراییهای درون بازی ترکیب شود، به اندازه کافی قدرت ایجاد تجربهای جذاب برای توسعهدهندگان و بازیکنان را دارد.
در حالی که بازیهای وب۳ ادعا میکنند که در حال تحول بازیسازی هستند، اما اکثر پروژهها به نظرات بازیکنان واقعی توجهی نمیکنند. در واقع، آنها در پایان برای همان کاربران بومی رمزنگاری با یکدیگر رقابت میکنند. به جای تمرکز بر بازیپذیری جذاب و سرگرمکننده، اکثر بازیهای وب۳ تحت رهبری فناوری رمزنگاری و توکِنومیک قرار دارند.
در این حباب، موفقیت در بازیهای وب۳ معنای گرفتن کاربران رمزنگاری از یکدیگر به جای جذب بازیکنان جدید به زنجیره بود. با به استثنای موارد نادر، صنعت دید خود را نسبت به آنچه مهم است از دست داد: ساخت بازیهایی که مردم میخواهند بازی کنند.
این عدم هماهنگی همچنین به توسعهدهندگانی که میخواهند وارد وب۳ شوند تا تجربیات بهتری برای بازیکنان و مدلهای درآمد پایدار ایجاد کنند گسترش مییابد. استودیوهای بازی از امکانات وب۳ آگاه هستند اما از پیچیدگی سیستمهای رمزنگاری که نیاز به مهارتهای فنی برای ساخت پروتکلهایی با نقدینگی و پایگاه کاربران کافی دارند و همزمان ارائه تجربه بازی بدون نقص، آنها مرددند.
در حالی که استودیوهای بزرگ همچنان با مشکلات دست و پنجه نرم میکنند، وب۳ فرصتی دوباره برای تحقق وعدههای خود دارد. اما این بار، باید دوباره نحوه تعامل بازیها را بازنگری کنیم. باید به ایجاد دسترسی برای خالقان و بازیکنان تمرکز کنیم به جای ساخت باغهای دیواری جدید.
این نیازمند زیرساختهای اختصاصی بازیهای وب۳ است که هم کنترل توسعهدهنده و هم همکاری میان اکوسیستمها را فراهم کند.
راه پیش رو روشن است. ما باید آزادی اقتصادی را به خالقان بازگردانیم و کنترل را به دست بازیکنان بسپاریم. این به معنی ایجاد مدلهای درآمدی است که به جای انزوا، همکاری را پاداش دهند.
و از همه مهمتر، به معنای بازگشت به ریشههای بازیسازی — ساخت دوباره بازیهای سرگرمکننده است.
آینده بازیسازی بهبود گرافیک یا مشوقهای توکنی نیست. بلکه درباره ایجاد صنعتی است که در آن خلاقیت و همکاری بتوانند شکوفا شوند. هنگامی که توسعهدهندگان میتوانند به جای ساخت گودالها بر ایجاد تجربیات جذاب تمرکز کنند، همه برنده میشوند.