تکامل رمزنگاری و ضرورت هدایت مالی اخلاقی
رمزارزها از رویایی برای تمرکززدایی از قدرت، دموکراتیک کردن امور مالی و ساخت سیستمهایی که در آنها برابری بر بهرهکشی غلبه دارد، متولد شدند. اما در مسیر تحول، این جنبش قطب اخلاقی خود را از دست داد. با افزایش سفتهبازی، هدف اصلی روزگار کمرنگ گشت.
باید رمزنگاری را به ریشههای غیرمتمرکزش برگردانیم؛ یک انقلاب فناورانه مبتنی بر ارزش بلندمدت، شمول و اخلاق، به جای سودهای چرخهای و سفتهبازانه.
این صنعت باید از مناطق نوظهور الهام بگیرد و بیاموزد که چگونه سرمایهگذاریهای مالی اخلاقی میتواند برخی از کاستیهای صنعت ما را جبران کند.
وقتی ویتالیک در مقالهای درباره لایه دوم به عنوان گسترشی فرهنگی از ایتریوم نوشت، نکتهای حیاتی را مطرح کرد: آنچه در این زندگی میسازیم باید فراتر از خود ما باشد. او با استناد به بلاکچینها توضیح داد که لایه دومها، که بهعنوان زیرفرهنگهای ایتریوم معرفی شدهاند، نه تنها از نظر فنی متفاوتاند بلکه جایگاه و پیچیدگیهایشان به فرهنگ جوامع نیز انتقال مییابد.
در فضایی که لایه دومهای جدید به سرعت ظهور میکنند، دیدگاههای ویتالیک دقیق و الهامبخش است. وقتی ما در خلاء اتاقهای پژواک و فرهنگهای یکنواخت عمل میکنیم، ارزش واقعی جامعه در وب۳ نادیده گرفته میشود. آنچه واقعاً مردم را به هم متصل میکند، تنها ثروتمند کردن افراد نباید باشد؛ بلکه باید بر آرمانهای مشترکی استوار باشد که مشکلات واقعی را حل کند. اگر با هدف و ایمان انجام شود، همچنان میتواند درآمدزا باشد.
با وجود ارتقای سریع راهحلهای لایه دوم و سوم که مقیاسپذیری و کارایی را نوید میدهند، اغلب انگیزه اصلی آنها سودهای سفتهبازانه به جای ایجاد ارزش ماندگار است. در صورت تردید، ارقام خود سخن میگویند.
گستردگی این دادهها سؤال برانگیز است: آیا صنعت ما تنها به خاطر توانایی نوآوری میکند یا درصدد ایجاد کاربرد واقعی است که زندگی مردم را بهبود بخشد؟ هیچ اشکالی در ساخت چیزی بهمنظور کسب درآمد نیست، اما اگر تنها انگیزه درآمدزایی باشد، مشکلی جدی به وجود میآید.
باید روایت را تغییر دهیم و ببینیم چگونه وب۳ مسائل واقعی و بنیادی در بازارهای نوظهور، بهویژه در مناطقی مانند خاورمیانه، جنوب شرق آسیا و آفریقا را حل میکند؛ به عنوان راهنمایی برای ساخت آیندهای اخلاقی در این حوزه.
اگر پروژههای رمزنگاری تصور کنند نوآوری در وب۳ صرفاً مربوط به گردآوری سرمایه توسط سرمایهگذاران خطرپذیر، محاسبه تراکنشها در هر ثانیه یا ساخت برنامه غیرمتمرکز بعدی برای مبادله سکههای نامعمول است، احتمالاً هرگز تجربهی جایی را نداشتهاند که حتی سادهترین تراکنشهای مالی چالشبرانگیز است.
در بازارهای نوظهور، جاییکه مردم با تورم، کارمزدهای بالای حواله و دسترسی محدود به خدمات مالی دست و پنجه نرم میکنند، شاهد تغییرات معناداری بودهایم که زندگی میلیونها نفر را متحول میکند. این مسائل انتزاعی نیستند و بر صاحبان کسبوکار، خانوادهها، دانشآموزان، خالقین و دیگران تاثیر میگذارند.
از استیبل کوینها تا برنامههای پرداختی امن و کاربرپسند، وب۳ فرصتی منحصر به فرد برای حل این مشکلات از طریق ایجاد سیستمهای مالی غیرمتمرکز فراهم میکند که ناکارآمدیها و نابرابریهای بانکداری سنتی را دور میزنند.
برای اینکه وب۳ واقعاً در این مناطق تأثیرگذار باشد، باید با تمرکز بر اخلاق، دسترسی و بهرهوری بلندمدت طراحی شود. ما باید با الگو بودن پیشگام شویم.
در این بازارها، اگر نوآوری تغییر معناداری ایجاد نکند که زندگی مردم را بهبود بخشد و مشکلات واقعی را مرتفع سازد، بیش از یک واژه مدرن نخواهد بود.
قدرتمندترین راهحلهای فناورانه، آنهایی هستند که بزرگترین مشکلات جهان را حل میکنند. اگر به دنبال الهام هستید، به کسانی که متفاوت عمل میکنند توجه کنید؛ و اگر میخواهید الهامبخش دیگران باشید، با الگو بودن پیشگام شوید.
مالی اخلاقی، بهویژه مالی اسلامی، درسهای ارزشمندی برای وب۳ ارائه میدهد. این بخش که ریشه در دهههای ۶۰ و ۷۰ در خاورمیانه و شمال آفریقا (و حتی حدود سال ۶۲۰ میلادی) دارد، بر مبنای تقسیم ریسک، سرمایهگذاری اخلاقی و تمرکز بر داراییهای ملموس ساخته شده است. مالی اسلامی برای قرنها پایدار مانده است زیرا سفتهبازانه عمل نمیکند و به ارزش واقعی و معنادار وفادار میماند.
به عنوان مثال، شاهد رشد مؤسساتی مانند بانک الراجحی هستیم؛ یکی از برجستهترین بانکهای اسلامی در جهان که به دلیل سرمایهگذاری در داراییهای ملموس و محصولات مالی مبتنی بر جامعه شناخته شده است. این مدل، که بر اساس اخلاق، واقعیت و ضرورت ساخته شده است به جای صرفاً فرصتی مالی، میتواند راهنمای وب۳ در گذر از رشد مبتنی بر هیاهو باشد.
با نگاهی به سالهای آتی و حضور بازار صعودی، زمان آن فرا رسیده است که وب۳ به درون خود بنگرد و تعریف جدیدی از موفقیت و نوآوری ارائه دهد. پاسخ این سؤال برای همه یکسان نخواهد بود؛ چرا که یکسان بودن اوضاع، خلاقیت را از بین میبرد.
ما باید زمینهای مشترک از ارزشهای مشترک بیابیم که فراتر از دستاوردهای فنی، ارزش بازار، کل ارزش قفلشده یا تعداد دنبالکنندگان باشد و به دنبال نوآوری چیزی فراتر از هر لایه دوم یا توکن گشته و بسازد.
هنگام آمادهسازی برای راهاندازی یک نوآوری جدید، صنعت ما باید از خود بپرسد که قلب مالی اسلامی چه میگوید: این محصول چگونه زندگی مردم را بهبود میبخشد؟ آیا مطابق با روح ایجاد سیستمهای غیرمتمرکز شفاف، منصفانه و به نفع همه است؟ اگر پاسخی نیابیم، شاید لازم است یک قدم به عقب برداریم و علت را بپرسیم؛ سپس به کار خود بازگردیم.