هزینه نوآوری — مقررات بزرگترین دارایی وب۳
برای وب۳ نیاز به یک نظام مقرراتی روشن داریم که گلوگاههای نوآوری و ایمنی کاربران در امور مالی غیرمتمرکز (DeFi) را پوشش دهد. نمیتوان با نسخهای واحد همهشمول، DeFi را تنظیم کرد. این صنعت به رویکردهای ویژه و مبتنی بر ریسک نیاز دارد که نوآوری، امنیت و تطابق را متعادل کند.
یکی از انتقادات رایج این است که نظارت قانونی به مرگ نوآوری منجر میشود و برخی این وضعیت را به دولت بایدن نسبت میدهند. در سال ۲۰۲۲، نااطمینانی کسبوکارهای کریپتوپس از طرح شکایت علیه کوینبیس، بایننس و اوپنسی بهدلیل نقض قوانین اوراق بهادار افزایش یافت. اما کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا نهایتاً با رد شکایت علیه کوینبیس، سیاست خود را تغییر داد و راهی بهسوی تنظیم مقررات با مرزهای شفاف نشان داد.
بسیاری معتقدند قانون “یکسان، ریسکِ یکسان” در مورد DeFi کارایی ندارد. تحمیل مقررات مالی سنتی بر DeFi از نظر فنی و کاربردی ممکن نیست. پارامترهای کلیدی DeFi عبارتند از: گشودگی، شفافیت، تغییرناپذیری و خودکارسازی. اما بدون مقررات روشن، طرحهای شبیه پانزی توجه را از موارد استفاده واقعی نوآوری منحرف میکنند و برداشت اشتباهی از فناوری بلاکچین ایجاد میکنند. راهنمایی و شفافیت از سوی نهادهای نظارتی میتواند ریسکهای مهم کاربران خرد را کاهش دهد.
سازماندهندگان سیاست باید پیش از تصویب مقررات محدودکننده، ساختار معماری DeFi را بهخوبی درک کنند. DeFi به مدلهای نظارتی مبتنی بر ریسک نیاز دارد که ضمن شناخت معماری آن، به فعالیتهای غیرقانونی و حفاظت از مصرفکننده رسیدگی کند. کل صنعت تأکید میکند که ایجاد چارچوب خودنظارتی میتواند نوآوری مستمر را تضمین و همزمان ایمنی کاربران و شفافیت مالی را حفظ کند.
بهعنوان نمونه، برخی پلتفرمهای DeFi با رویکرد خودنظارتی، تدابیر امنیتی قوی مانند نظارت بر تراکنشها، غربالگری کیفپولها و مکانیزم فهرست سیاه را اجرا کردهاند تا کیفپولهای مشکوک را مسدود کنند. این اقدامات کمک میکند فعالیت در زنجیره رصد و سوءاستفاده جلوگیری شود. خودنظارتی مشروعیت پروژهها را افزایش میدهد، اما ممکن است تنها راهکار نباشد.
پنهان نیست که بازیگران نهادی در انتظار سیگنال سبز نظارتی هستند. در میان چارچوبهای قانونی، قانون بازار داراییهای رمزنگاریشده (MiCA) پایههایی برای مقررات آینده DeFi فراهم کرده که میتواند به جذب نهادی منجر شود. این قانون به کسبوکارها شفافیت و چارچوب عملیاتی میدهد. برخی پروژههای کوچک ممکن است بهخاطر هزینههای بالای تطابق با MiCA از بین بروند، اما در مقابل با افزایش شفافیت ناشران، سرمایه نهادی را سریعتر جذب میکند و اکوسیستمی قابلاعتمادتر ایجاد میکند. مقررات روشن سرمایهگذاری در پروژههای مورد اعتماد سرمایهگذاران را افزایش میدهد.
ناشناسبودن در کریپتو رو به افول است. ابزارهای تحلیل زنجیره، ناظران و شرکتها میتوانند فعالیتهای مشکوک را رصد کنند و تا حدی حریم خصوصی کاربران را حفظ نمایند. نسخههای آینده MiCA میتواند راهحلهای DeFi با تمرکز بر تطابق نظارتی مانند استخرهای نقدینگی مطمئن و احراز هویت بلاکچینی را امکانپذیر سازد.
دیوار آهنی بانکها مانعی دیگر است. افسران تطابق مکرراً شاهدند که بانکها برای دور نگهداشتن کریپتو، سد ایجاد میکنند. ناظران بانکی شرکتهای غیرمطابق را حتی با سختگیری غیرمستقیم یا جریمه از خدمات مالی محروم میکنند. مقررات روشن این مشکل را رفع میکند و تطابق را تسهیلگر، نه مانع، برای ادغام DeFi و سیستم بانکی میسازد.
در آینده، بانکهای سنتی با DeFi ادغام خواهند شد. نهادها جایگزین بانکها نمیشوند، بلکه کارآیی DeFi با ساختار مالی سنتی ترکیب میشود. حذف بخشنامه حسابداری کارکنان (SAB) ۱۲۱ در ژانویه ۲۰۲۵، بار حسابداری روی بانکها را برای شناخت داراییهای کریپتو مشتریان بهعنوان دارایی و بدهی کاهش داد. قوانین پیشین نیازمند ذخایر سرمایهای بیشتر و چالشهای دیگری بود. SAB ۱۲۲ راهکارهای ساختاری از تطابق واکنشی به ادغام مالی پیشدستانه ارائه میدهد و گامی بهسوی همافزایی DeFi و بانکداری است.
شركتهای كریپتو همچنان باید اصول حسابداری و الزامات افشا را رعایت كنند تا داراییهای دیجیتال محافظت شود. مقررات روشن میتواند موارد استفاده بانکی مانند نگهداری امانتی، پشتوانه ذخیره، توکنسازی دارایی، صدور استیبلکوین و ارائه حساب به کسبوکارهای دارایی دیجیتال را افزایش دهد.
منتقدانِ نگرانی از خفگی نوآوری در اثر تنظیم بیش از حد DeFi، اکنون از «محفظههای نظارتی» بهره میبرند. این مکان امن به استارتاپها اجازه میدهد محصولات خود را پیش از تعهد به الزامات کامل، در شرایط واقعی تست کنند. بهعنوان مثال، استارتاپهای تحت نظارت مرجع رفتار مالی بریتانیا با روش آزمون و خطا در این فضا موفق شدهاند رشد چشمگیری داشته باشند. این محفظهها میتوانند در دسترس نهادهای دارای مجوز، استارتاپهای بدون نظارت یا شرکتهای خارج از بخش خدمات مالی باشند.
بهطور مشابه، رژیم آزمایشی فناوری دفتر کل توزیعشده اتحادیه اروپا (DLT Pilot Regime) نوآوری و رقابت را پیش میبرد و ورود استارتاپها به بازار را با کاهش هزینههای پیشین تطابق از طریق «درگاهها» تسهیل میکند، در حالی که چارچوبهای قانونی را در هر سطح همراستا نگه میدارد و نوآوری فناوری را ارتقا میدهد.
مقررات روشن میتواند با گفتوگوی باز میان ناظران و نوآوران، به پرورش و حمایت از نوآوری کمک کند.