مولهٔ دیفای — فینتک به دیفای در پشت نیاز دارد
امروزه شرکتهای فینتک تجربه کاربری عالی ارائه میکنند اما به زیرساختهای مالی سنتی متکیاند که جداسازیشده، کند، پرهزینه و انعطافناپذیر است.
در مقابل، دیفای زیرساختی سریع، کمهزینه و قابل تعامل فراهم میکند اما دسترسی عمومی محدودی دارد. راهحل ترکیب توزیع و تجربه کاربری فینتک با بخش پشتی کارآمد دیفای است.
شرکتهای فینتک به زیرساختهای مالی سنتی وابستهاند که مستقر و نگهداری آنها زمانبر و پرهزینه است. این ناکارآمدی هزینهها و قابلیت ارائه خدمات را محدود میکند و ریسکهای زیرساختی ایجاد میکند.
قدرت دیفای در استیبلکوینها نمایان است. انتقال بینالمللی سنتی معمولاً ۳۰ تا ۵۰ دلار هزینه دارد و چند روز طول میکشد، در حالی که انتقال با استیبلکوینها تنها چند سنت هزینه و در چند ثانیه تسویه میشود.
این بهبود انقلابی فراتر از پرداخت است. دیفای زیرساخت ۲۴ ساعته برای معامله، وامدهی و وامگیری با تسویه آنی، دسترسی آزاد و نقدینگی عمیق فراهم میکند و اجرای بهتر قیمت و بازدهی بیشتر را ممکن میسازد.
با اتصال رابط کاربری سازگار با مقررات فینتک به زیرساخت دیفای، شرکتها میتوانند بر ارائه تجربه کاربری عالی تمرکز کنند. این فرصتهای نوآوری فراوانی ایجاد میکند و نقدینگی را روی زنجیره افزایش میدهد و چرخه بازخورد مثبتی به وجود میآورد.
اکوسیستم دیفای امروز پایداری خود در یکپارچهسازی با فینتک را ثابت کرده است. دهها پروتکل وجود دارد که میلیاردها دلار وام را با طراحیهای غیرقابل تغییر و حاکمیت محدود بهصورت امن مدیریت میکنند.
زیرساخت دیفای کنترل کامل را در اختیار فینتکها میگذارد. این مسئله پس از ورشکستگی اخیر سیناپس که وجوه کاربران یوتا را مسدود کرد اهمیت بیشتری یافت.
نهادهای بزرگ نیز به سمت زنجیره حرکت میکنند. بلکراک با سکیوریتایز صندوق توکنیزهشده عرضه کرده؛ استرایپ بریج را با قیمت یک میلیارد دلار خریده تا راهکارهای استیبلکوین خود را گسترش دهد؛ دولت آمریکا در حال ایجاد ذخیره راهبردی بیت کوین است و شفافیت در مقررات درهای جدیدی را گشوده است.
این تحول گامبهگام اما قابللمس است. دیفای وارد عرصه شده است. در سالهای آینده، منتظر محصولات بیشتری مانند وامهای مبتنی بر رمزارز توسط پیشرفتهترین بازیگران فینتک باشید که حسابهای پسانداز و وامهای آنچِین، پرداختهای بینالمللی فوری و موارد دیگر ارائه میکنند.
این تحول برای کاربران نامرئی خواهد بود و توسط کیفپولهای هوشمند و انتزاع حساب که تجربه کاربری وب۲ مانند را حفظ میکنند، پشتیبانی خواهد شد. پذیرندگان اولیه بر رقبای خود برتری چشمگیری کسب خواهند کرد. با این حال، برخلاف ساخت بر پایه نظام مالی سنتی، زیرساخت باز دیفای به دیررسیدنها اجازه میدهد از اثرات شبکهای موجود بهرهمند شوند بدون اینکه از صفر شروع کنند.
برخی شک دارند که ورود فینتک و نهادهای سنتی ممکن است تمرکززدایی را تضعیف کند چون پروتکلها باید با مقررات مطابقت پیدا کنند. گرچه این نگرانی قابلفهم است، اما برعکس محتملتر است. انتظار تطبیق پروتکلها در تمام حوزههای قضایی غیرواقعی است؛ در عوض، مقرراتگذاری روی اپلیکیشنهای رابط با کاربر منطقیتر است.
برای کارآمد بودن این مدل، پروتکلها باید بیطرف قابلقبول باقی بمانند. مکانیزم بیطرف قابلقبول چهار اصل دارد. مثالهایی مانند HTTP و SMTP نشان میدهند که پروتکلهای بیطرف آزاد، باز و بدونمحدودیت هستند و تنها کلاینتها زیر نظارتاند. همین منطق باید در مورد پروتکلهای دیفای با حاکمیت محدود و غیرقابلتغییر اعمال شود. این محدودیتها باعث میشود سازندگان دیفای سیستمهای واقعا غیرمتمرکز و بدوناعتماد خلق کنند.
فینتکهایی که پروتکلهای دیفای را ادغام میکنند میتوانند روی بیطرفترین زیرساخت بسازند و از اثرات شبکهای رو به گسترش بهرهمند شوند.
مولهٔ دیفای فقط یک میم نیست؛ این یک تغییر ساختاری است. برای مقیاسپذیری، دیفای باید از طریق کانالهای فینتکی مقرراتپذیر و کاربرپسند به سراغ کاربران برود. برای باقی ماندن در رقابت، فینتکها باید بهترین تجربه و بهترین نرخها را ارائه دهند. آنهایی که این فرصت را از دست دهند، مانند بانکهای خرد سنتی که سهم بازارشان را به فینتکهای امروز واگذار کردند، در برابر رقبا منسوخ خواهند شد.
این همگرایی نهتنها ممکن است، بلکه اجتنابناپذیر است.