cointelegraph
cointelegraph . ۱ سال پیش

شتاب واقعی رمزارزها در دل فعالیت توسعه‌دهندگان نه نمودار قیمت

شتاب واقعی رمزارزها در دل فعالیت توسعه‌دهندگان نه نمودار قیمت

شتاب واقعی رمزارزها در نمودارها نیست؛ بلکه در فعالیت توسعه‌دهندگان است

جامعه رمزارزی اغلب دوره‌های نگرانی شدید را تجربه می‌کند. افت بازارها معمولا به‌خاطر رویدادهای احساسی و واکنش‌محور است نه مسائل بنیادی، و این باعث می‌شود که رفتار قیمت با پیشرفت واقعی صنعت توسط شرکت‌ها کاملا از هم فاصله بگیرد.

آنچه اغلب نادیده گرفته می‌شود، مقدار واقعی توسعه است که در این دوره‌های رکود انجام می‌شود. درحالی‌که حرکات قیمت بیشترین توجه را جلب می‌کند، تیم‌ها پشت صحنه با سرعت و دقت بیشتری از همیشه در حال ساخت هستند. تمرکز از حدس و گمان قیمتی به اجرای واقعی منتقل شده است.

رشد در دوره‌های رکود اتفاق می‌افتد. این مرحله برای پروژه‌هایی که در صنعت ناپایدار رمزارزها دوام می‌آورند، ضروری است. آن‌ها توجه خود را به بهینه‌سازی فناوری و کسب‌وکارشان معطوف می‌کنند تا موج بعدی پیشرفت را تغذیه کنند.

در نتیجه، شکافی بین احساسات آنلاین و مکالمات بین رهبران صنعت بلاک‌چین ایجاد می‌شود. برای سازندگان و رهبران پروژه، فضا پر از عزم و اراده است و نه ناامیدی.

یکی از امیدوارکننده‌ترین تحولات، شتاب در سیاست‌گذاری‌های نظارتی است. بسیاری از شرکت‌های اروپایی برای دریافت مجوزهای MiCA در آماده‌سازی برای به‌روزرسانی‌های قانونی اقدام کرده‌اند. همچنین در ایالات متحده شاهد تغییر جهت چشمگیر در سیاست‌گذاری هستیم؛ کمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC) از چندین اقدام قضایی بزرگ علیه رمزارزها عقب‌نشینی کرده است.

تفاوت بین احساسات عمومی و واقعیت، یادآور این نکته است که قیمت یک شاخص عقب‌افتاده است. فروش‌های دسته‌جمعی به‌خاطر ابهام درباره تعرفه‌ها و عوامل پس‌زمینه مانند نرخ بهره تحریک می‌شوند. آمارهای ملموس و بلندمدت اما نشان‌دهنده خوش‌بینی تقریباً جهانی در بین رهبران صنعت است؛ تعداد توسعه‌دهندگان فعال ثابت مانده و تعداد توسعه‌دهندگان باسابقه سال گذشته تقریبا دو برابر شده است. این جهش عظیم تنها در یک سال اتفاق افتاده است.

پخته شدن به این معناست که تیم‌ها با فکر در حال ساخت هستند، دولت‌‌ها به‌طور جدی درگیر قانون‌گذاری شده‌اند و کاربران خواهان تجربه کاربری بهتر و کاربرد واقعی هستند. صنعت رمزارز یک الگوی تثبیت‌شده دارد: اصلاحات بازار هیاهو را از بین می‌برد و تمرکز را تشویق می‌کند.

بازار نزولی گذشته منجر به جهش‌هایی در دیفای، توکن‌های غیرمثلی و فناوری‌های دانش‌صفر شد. این بار تمرکز بر زیرساخت‌های دنیای واقعی، پلتفرم‌های آماده قوانین و مقیاس‌پذیری نسل بعدی است. آنچه در این دوره‌ها شکل می‌گیرد کمتر قابل دیدن اما مقاوم‌تر است.

تیم‌هایی که فعال می‌مانند معمولا آن‌هایی هستند که مدل‌های شفاف، بودجه کافی و تمایل به انطباق دارند. این دوره‌ها زمانی است که می‌آموزیم آیا سیستم‌های در حال ساخت می‌توانند پاسخگوی نیازهای دنیای واقعی باشند.

یکی از جبهه‌های امیدوارکننده در تقاطع هوش مصنوعی و بلاک‌چین است، به‌ویژه در مدل‌های زبانی بزرگ. هوش مصنوعی اما تا اندازه زیادی وابسته به داده‌هایی است که با آن آموزش داده می‌شود. سیستم‌های هوش مصنوعی سرعت بالایی در تکامل دارند اما بنیاد آن‌ها دچار سوگیری است. آن‌ها عمدتا بر اساس داده‌های استخراج‌شده از کشورهای دیجیتال‌محور در نیمکره شمالی ساخته شده‌اند که رسانه و استفاده از اینترنت در آن‌ها غالب است.

این امر باعث می‌شود دیدگاه‌های غربی و شرق آسیایی و زبان‌های پرکاربرد مانند انگلیسی و ماندارین نه‌تنها تقویت شوند بلکه جای کمی برای داده‌های ضروری از جمعیت‌های کوچکتر باقی بگذارند. گزارشی از Web3 Technologies نشان می‌دهد که ۶۰٪ رسانه‌های سطح یک اینترنت به زبان انگلیسی هستند. یکی از این رسانه‌ها The New York Times است که علیه OpenAI به‌خاطر نقض حق نشر اقامه دعوی کرده است.

دانستن کامل وسعت نابرابری داده‌ای که تولید خروجی‌های هوش مصنوعی را شکل می‌دهد، غیرممکن است. ادعاهایی مانند این و نتایج حاصله از ابزارهای هوش مصنوعی، نیاز فوری به یک راه‌حل را نشان می‌دهد. اوضاع حتی بدتر است؛ وقتی سیستم‌های هوش مصنوعی با مجموعه داده‌های باریک و ناقص آموزش داده شوند، نتیجه می‌تواند میلیاردها نفر را از مزایای فناوری‌های نوظهور محروم کند.

همان‌طور که IBM تاکید می‌کند، سوگیری داده‌ای صرفا یک مشکل فنی نیست، بلکه یک موضوع انسانی با پیامدهای واقعی در حوزه‌های بهداشت و درمان، مالی، کشاورزی و فراتر از آن است. امروز استفاده از داده‌های هوش مصنوعی در زندگی روزمره عادی شده است. ما نتایج شخصی‌سازی‌شده در جست‌وجوی گوگل می‌گیریم، ادوبی هوش مصنوعی را در نرم‌افزارهای گرافیکی و ویدیویی خود ادغام کرده و از دستیارهایی مانند Gemini، Grok و ChatGPT برای شکل دادن افکارمان استفاده می‌کنیم. همه این ابزارها متاثر از سوگیری شدید به مرکز نمودار داده‌هایشان هستند و قادر به پاسخگویی به موارد استفاده کمتر رایج نیستند.

یک مثال مشهور این مسئله را نشان می‌دهد: تا مدت‌ها ژنراتورهای تصویر حتی قادر به خلق یک لیوان شراب پر تا لبه نبودند. مهم نبود چه توصیفی می‌دادید، هیچ نرم‌افزار تولید تصویر هوش مصنوعی‌ای نمی‌توانست لیوان شراب را تا لب پر کند؛ چون هرگز عکس‌هایی از لیوان شراب تا لبِ پر در مجموعه داده‌هایشان وجود نداشت. به‌روزرسانی این مجموعه داده‌ها نیاز بود تا این مشکل خنده‌دار رفع شود و در عین حال یک مشکل بسیار جدی‌تر را آشکار ساخت.

داده‌های غیرمتمرکز می‌توانند راه‌حل باشند. سیستم‌های مبتنی بر مشوق‌های جهانی مانند DePIN امکان مشارکت جمعیت‌هایی را فراهم می‌کنند که در غیر این صورت از خدمات محروم می‌ماندند و داده‌های ارزشمندی ارائه می‌کنند. این امر سرویس را برای همه بهبود می‌بخشد، جوامع کوچکتر جهانی را به تجارت نزدیک‌تر کرده و دسترسی آن‌ها به جهان را آسان‌تر می‌کند. همچنین تولیدکنندگان داده‌های کوچک‌تر را توانمند می‌سازد تا داده‌های خود را به جای واگذاری به غول‌های فناوری، کسب درآمد کنند.

صنعت رمزارز وارد فاز جدیدی شده است؛ فازی که پربارتر و پایدارتر است. انتظار داشته باشید زیرساخت‌های عملی، پلتفرم‌ها و برنامه‌هایی ببینید که از مقررات آگاهانه و کاربرپسند استقبال کرده و پروژه‌هایی که به زمان و سرمایه کاربران احترام می‌گذارند.

فرصت‌ها در فضای رمزارز در حال تغییرند اما در حال کوچک‌شدن نیستند. فرصت‌های ما با یادگیری از تجربه آنچه در چند سال گذشته کار نکرد، رشد می‌کنند. آن‌ها زمان می‌برند تا شکل بگیرند، اما سازندگان موفق بر تغییر تدریجی بلندمدت و شیوه‌های کسب‌وکار مستحکم تمرکز خواهند کرد، نه دنباله‌روی از مدها و سودهای کوتاه‌مدت.

شتاب پیشرفت واقعی هرگز قوی‌تر نبوده است، و درست در همین دوره‌ها که به نظر می‌رسد کسی نظاره‌گر نیست، بنیان‌های آینده شکل می‌گیرد.

نوشته شده توسط admin
296

نظرات

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.