
آیا توافقهای تجاری آمریکا سرنوشت بازار رمزارزها را تغییر میدهد؟
- سیاستهای تجاری و تحریمهای آمریکا میتواند باعث نوسان شدید قیمت رمزارزها شود.
- استانداردسازی قوانین جهانی و توسعه CBDCها آینده معاملات رمزارزی را دگرگون میکند.
- تعرفهها و محدودیتهای سختافزاری عرصه استخراج رمزارز و امنیت شبکه را تهدید میکند.

چگونه توافقهای تجاری آمریکا میتواند بازار ارزهای دیجیتال را تکان دهد؟
سیاستهای تجاری هر کشور یکی از ابزارهای کلیدی آن برای تاثیرگذاری بر اقتصاد است و این سیاستها همیشه باعث شوکهایی در بازار ارز شدهاند. اعمال تعرفه یا تحریم نه تنها نرخ ارز ملی را تغییر میدهد، بلکه اکنون با ورود پول دیجیتال، این ابزارهای اقتصادی سنتی تاثیر خود را بر دنیای رمزارزها هم گذاشتهاند.
تاثیر سیاستهای تجاری بر رمزارزها
سیاستهای تجاری معمولا بازی عرضه و تقاضا را هدف میگیرند. تغییر در نحوه عبور کالا و پول از مرزها، میزان تقاضا و نیاز به ارز یک کشور را تغییر میدهد. وقتی تعرفهای بر کالاهای وارداتی وضع میشود، واردات گرانتر شده و نیاز به ارز خارجی کمتر میشود که میتواند ارز ملی را تقویت کند. اما واکنش کشور مقابل با تعرفههای خودش، صادرات را کاهش داده و ممکن است تاثیرات قبلی را معکوس کند و همچنین بیثباتی، سرمایهگذاران خارجی را نگران کرده و ارز را تضعیف کند.
تحریمها ابزار دقیقتری هستند. اگر تحریم صادرات یک کشور یا مسدود کردن داراییهای آن باشد، جریان پول خارجی خشک میشود و پول محلی سقوط میکند. اگر تحریم واردات باشد، نیاز به ارز خارجی کمتر شده و پول داخلی تقویت میشود.
ورود رمزارزها به بازی سیاستهای تجاری
ارزهای دیجیتال که خارج از مرزها عمل میکنند، شکل جدیدی از تاثیرات سیاست تجاری را ایجاد کردهاند. برای کشوری که از سیستم بانکی جهانی کنار گذاشته شده، رمزارز میتواند راهی برای فرار مالی باشد. دولتها و مردم ممکن است برای دادوستد بینالمللی یا حفظ ارزش داراییهای خود به رمزارز روی آورند. در جنگهای تجاری و بحرانهای اقتصادی، افراد اغلب پول محلی خود را با استیبلکوینها یا بیت کوین جایگزین میکنند تا در برابر تورم مصون بمانند.
سیاستهای تجاری که منجر به تورم یا رکود در یک اقتصاد بزرگ میشود، بر کل بازارهای مالی تاثیرگذار است و این نگرانی میتواند باعث سقوط همزمان رمزارزها با دیگر داراییها شود.
توافقنامههای بزرگ تجاری آمریکا و تاثیر بر بازار ارز
از NAFTA در سال ۱۹۹۴ تا USMCA در سال ۲۰۲۰ و مناقشات تجاری با چین، توافقهای تجاری آمریکا سابقه ایجاد تغییرات بزرگ در جریان سرمایه و ارزش ارزها را دارند. توافق USMCA حتی فصل مختص سیاستهای ارزی داشت و نشان داد که توافقهای آینده مباحث پولی را نیز بهطور جدی پیگیری خواهند کرد. تجربه جنگ تجاری آمریکا و چین نشان داد که با اعمال تعرفه، دلار موقتا تقویت و یوان ضعیف شد و سرمایه از چین خارج شد.
این سوابق، راهنمای خوبی برای نقش آتی داراییهای دیجیتال مانند بیت کوین و استیبلکوین در اقتصاد جهانی هستند. اختلافات تجاری و تحریمها هژمونی دلار را تهدید و فضای بیشتری برای رمزارزها باز میکند.
کاهش سلطه دلار و افزایش تنوع ارزها
دلار آمریکا دههها ارز مرجع جهان بوده اما سهم آن در ذخایر جهانی از ۷۰٪ در دهه ۲۰۰۰ به ۵۸٪ در اواخر ۲۰۲۴ رسیده و بانکهای مرکزی حالا به سراغ ارزهای دیگر میروند. توافقهایی که بازارها را باز میکنند به نفع دلار است اما سیاستهای حمایتی و تحریمها جایگاه آن را تضعیف میکند و کشورهایی مانند چین و روسیه را به سمت ایجاد زیرساختهای مالی جایگزین میراند. این وضعیت باعث شده بحث جایگزینی بالقوه دلار با رمزارزها جدیتر شود؛ گرچه همچنان مشکلاتی مانند نوسانات شدید و قوانین مبهم وجود دارد.
قوانین و استانداردسازی بازار رمزارزها
مقررات مربوط به رمزارزها همچنان مبهم و پراکنده است، اما سازمانهایی مانند FATF و قوانین MiCA اتحادیه اروپا در راه ایجاد چارچوبهای قانونی جامع هستند. توافقنامههای تجاری جدید پا را از وضع تعرفه فراتر گذاشتهاند و به مسائلی مانند اقتصاد دیجیتال و هوش مصنوعی میپردازند. استانداردسازی قوانین از این طریق میتواند بازار را عمیقتر، پذیرش رمزارز را بیشتر و نوسانات را کاهش دهد.
جایگاه رمزارزها در مواجهه با تحریمها و جنگهای تجاری
با افزایش مناقشات تجاری و تحریمها، برخی کشورها و شرکتها به رمزارز بهعنوان راهی برای دور زدن محدودیتهای مالی و تجارت فرامرزی نگاه میکنند. استیبلکوینها به خصوص برای شرکتها جذاباند. در عین حال، زنجیره تامین سختافزار مایننیگ هم بخشی از این جنگ اقتصادی شده و تعرفه بر دستگاههای استخراج ممکن است سودآوری ماینرها را به شدت کاهش دهد و حتی بقای ماینرهای کوچکتر را بهخطر اندازد.
CBDCها؛ رقیب یا مکمل رمزارزها؟
تا جولای ۲۰۲۵، ۱۳۷ کشور با سهم ۹۸٪ اقتصاد جهانی به دنبال ارز دیجیتال بانک مرکزی (CBDC) هستند و حدود ۵۰ کشور پایلوت اجرا کرده یا راهاندازی داشتهاند. گنجاندن CBDCها در توافقات تجاری میتواند نحوه پرداختهای جهانی را متحول ساخته و تراکنشها را سریعتر، ارزانتر و ایمنتر کند. رمزارزها با نوسانات شدید، برای تجارت کلان مناسب نیستند اما میتوانند مکمل CBDCها در بازارهای کوچکتر باشند.
رقابت ژئوپلیتیک و آینده بازار رمزارز
جنگ تجاری آمریکا و چین به یک شکاف ژئوپلیتیک عمیقتر تبدیل شده که جهان را به دو قطب مالی تبدیل میکند؛ قطب آمریکا ممکن است به رمزارزهای شفاف و خصوصیمحور تمایل داشته باشد، در حالی که چین نظامی متمرکز مبتنی بر یوان دیجیتال را پیش خواهد برد.
سیاستهای تجاری، بازار ماینینگ و قیمت رمزارز
تشدید جنگ تجاری و فشار تحول انرژی سبز آمریکا، ماینرها را گرفتار افزایش هزینه تجهیزات و انرژی کرده است. تعرفه بالا بر دستگاههای چینی هزینه سختافزار را بالا میبرد که میتواند رشد هشریت و امنیت شبکه ارز را کاهش دهد و مایرنرها را مجبور به فروش بیشتر و پایین آمدن قیمت رمزارز کند.
اختلاف نظر میان نهادهای آمریکایی و تاثیر غیرمستقیم سیاست تجاری بر رمزارزها
در آمریکا، اختلاف میان SEC، CFTC و خزانهداری بر سر طبقهبندی رمزارزها به عنوان اوراق بهادار یا کالا، فضای قانونی پیچیدهای ایجاد کرده است. هرچند رمزارز ماهیت غیرمتمرکز دارد و در تئوری باید ورای سیاستهای ملی باشد، اما سیاست آمریکا ممکن است با تغییر احساسات سرمایهگذاران و واکنشهای بازار، روی قیمت رمزارزها تاثیر غیرمستقیم بگذارد.