cointelegraph
cointelegraph . ۲ سال پیش

اثر لیندی در DeFi: چرا پروتکل‌های قدیمی‌تر مانند Uniswap پایدارترند؟

اثر لیندی در DeFi: چرا پروتکل‌های قدیمی‌تر مانند Uniswap پایدارترند؟

چگونه اثر لیندی می‌تواند کاربران را در برندهای DeFi بیش از حد مطمئن کند

یک تناقض بزرگ در دنیای کریپتو وجود دارد: این فناوری برای حذف نیاز به اعتماد طراحی شده بود، اما اعتماد و دوام برندها اغلب نقش مهمی در تصمیم‌گیری کاربران برای تخصیص و استفاده از ارزهای دیجیتال ایفا می‌کند. بنابراین جای تعجب نیست که اثر لیندی مفهومی است که اغلب در فضای DeFi مورد بحث قرار می‌گیرد. اما این مفهوم به‌طور ناهماهنگ اعمال می‌شود، گاهی به شرکت‌ها یا برندها و گاهی به کد یک پروتکل. ارزش دارد که بررسی کنیم چگونه اثر لیندی می‌تواند به هر دو مورد اعمال شود و کاربران باید به چه نکاتی توجه کنند.

اثر لیندی چیست؟

اثر لیندی به ما می‌گوید که هرچه یک کالای غیرقابل فساد — ایده‌ها، فناوری‌ها یا پدیده‌های فرهنگی — بیشتر دوام آورده باشد، انتظار می‌رود که بیشتر هم دوام بیاورد. اگر چیزی توانسته است آزمون زمان را پشت سر بگذارد، احتمالاً به این روند ادامه خواهد داد. این نظریه اولین بار توسط آلبرت گلدمن در سال ۱۹۶۴ در مقاله‌ای به نام قانون لیندی مطرح شد و به کمدین‌ها اعمال شد.

پروتکل‌های Immutable در مقابل پروتکل‌های Upgradeable

پروتکل‌های DeFi غیرقابل تغییر (Immutable) به وضوح کالاهای غیرقابل فساد هستند، بنابراین اثر لیندی باید به آن‌ها اعمال شود. به عنوان مثال، پروتکل‌هایی مانند Uniswap v1 که در نوامبر ۲۰۱۸ راه‌اندازی شد یا v2 که در سال ۲۰۲۰ معرفی شد، بدون هیچ آسیب‌پذیری قابل توجهی کار کرده‌اند. از این رو، آن‌ها نمونه‌های بارزی از این مفهوم هستند. کاربران انتظار دارند این پروتکل‌ها به‌طور روان و با حداقل ریسک به کار خود ادامه دهند.

با این حال، این ایده در مورد پروتکل‌های قابل ارتقا مانند Aave، Compound یا Lido به این سادگی نیست. این پروتکل‌ها به‌طور مداوم به‌روزرسانی می‌شوند تا عملکرد را بهبود بخشند، ویژگی‌های جدید اضافه کنند یا مشکلات امنیتی را برطرف کنند که این موضوع را پیچیده می‌کند. این ما را به تفاوت مهمی بین پروتکل‌های غیرقابل تغییر و قابل ارتقا در زمینه اثر لیندی می‌رساند.

اثر لیندی و پروتکل‌های قابل ارتقا

در مورد پروتکل‌های قابل ارتقا، هر بار که یک به‌روزرسانی یا پچ اصلی اعمال می‌شود، کد تغییر می‌کند. درست مانند پارادوکس تسئوس: وقتی منطق یک پروتکل به‌تدریج جایگزین می‌شود، آیا هنوز می‌توان آن را همان پروتکل دانست؟ به عنوان مثال، Aave یا Compound به‌طور مداوم به‌روزرسانی می‌شوند تا ویژگی‌های جدید اضافه کنند یا گاهی اوقات باگ‌های حیاتی را برطرف کنند. از دیدگاه اثر لیندی، هر به‌روزرسانی یک موجودیت جدید ایجاد می‌کند و کاربران باید ارزیابی ریسک خود را از نو شروع کنند. با این حال، بیشتر کاربران پروتکل را به عنوان یک موجودیت پیوسته در نظر می‌گیرند و به خطرات جدیدی که ممکن است در طول این به‌روزرسانی‌ها معرفی شده باشد، توجه نمی‌کنند.

چالش‌های ساخت کد غیرقابل تغییر بر روی پلتفرم‌های قابل ارتقا

این اصل همچنین به قراردادهای هوشمندی که بر روی پلتفرم‌های قابل ارتقا ساخته شده‌اند، اعمال می‌شود. هر به‌روزرسانی به پلتفرم زیرساختی، اثر لیندی یکپارچه‌سازی را بازنشانی می‌کند و گاهی اوقات حتی یکپارچه‌سازی را به‌طور کامل می‌شکند. یک مثال قابل توجه، به‌روزرسانی اخیر Aave v3.2 بود که برخی از یکپارچه‌سازی‌ها را که از کد غیرقابل تغییر استفاده می‌کردند، دچار مشکل کرد. تیم Aave مجبور شد برخی تغییرات را بازگرداند تا مشکل را حل کند که این چالش ساخت کد غیرقابل تغییر بر روی پلتفرم‌های قابل ارتقا را نشان می‌دهد.

تأثیر برند در اثر لیندی

البته این تعصب فقط به قراردادهای قابل ارتقا محدود نمی‌شود و می‌تواند به پروتکل‌های مدولار نیز گسترش یابد که در آن یک بخش غیرقابل تغییر از ساختار می‌تواند با یک بخش جدید جایگزین شود. در نتیجه، کاربران اغلب ایمنی پروتکل‌های قابل ارتقا را بیش از حد ارزیابی می‌کنند که منجر به تعصب شناختی در ارزیابی ریسک می‌شود. این موضوع به‌ویژه در DeFi مشکل‌ساز است، جایی که آسیب‌پذیری‌های غیرمنتظره می‌توانند از به‌روزرسانی‌های حتی با نیت خوب یا ضروری ناشی شوند.

برای مثال، هک Euler در مارس ۲۰۲۳ به دلیل یک به‌روزرسانی ظاهراً بی‌ضرر که یک تابع جدید معرفی کرد، امکان‌پذیر شد. در حالی که اثر لیندی در سطح پروتکل با هر به‌روزرسانی بازنشانی می‌شود، اثر لیندی در سطح برند همچنان رشد می‌کند تا زمانی که هیچ سوءاستفاده‌ای انجام نشده باشد. با گذشت زمان، پروتکل‌ها بر اساس سابقه خود، شیوه‌های امنیتی و تجربه تیم‌های توسعه‌دهنده خود شهرت پیدا می‌کنند. برندهایی مانند Aave یا Compound مترادف با ایمنی می‌شوند، نه فقط به خاطر کد زیرساختی بلکه به خاطر قابلیت اطمینان و تخصصی که این سازمان‌ها به دست آورده‌اند.

نتیجه‌گیری

نکته کلیدی این است که کاربران اغلب به‌طور پیش‌فرض به یک پروتکل بر اساس برند آن اعتماد می‌کنند که به عنوان یک راهنمایی برای ایمنی عمل می‌کند. این تعصب طبیعی است و راهنمایی خوبی برای کاربران فراهم می‌کند تا پروتکل‌های معتبر را از نامعتبر تشخیص دهند. با این حال، این می‌تواند گاهی اوقات گمراه‌کننده باشد. بازاریابی و روایت‌ها می‌توانند خطرات بالقوه را پنهان کنند و حوادث بحرانی ممکن است کم‌اهمیت جلوه داده شوند یا از دید عموم پنهان بمانند.

در حالی که پروتکل‌های غیرقابل تغییر تنها پروتکل‌هایی هستند که می‌توانند به‌طور مداوم اثر لیندی واقعی را به دست آورند، پروتکل‌های قابل ارتقا همچنان می‌توانند مزایای قابل توجهی ارائه دهند، به‌ویژه زمانی که توسط برندهای قوی و معتبر پشتیبانی شوند. علاوه بر این، برای همه کاربران واقع‌بینانه نیست که به‌روزرسانی‌های فنی را در سطح پروتکل بررسی کنند؛ بنابراین، اثر لیندی در سطح برند می‌تواند بینش‌های مفیدی ارائه دهد. با این حال، کاربران پیشرفته‌تر و یکپارچه‌سازانی مانند پروتکل‌ها، مؤسسات یا فین‌تک‌ها باید هم ساختار فنی پروتکل زیرساختی و هم تجربه برند گسترده‌تر را در نظر بگیرند تا دید دقیق‌تری از اثر لیندی واقعی یک پروتکل به دست آورند. تنها با بررسی هر دو جنبه می‌توانند تصمیمات آگاهانه‌ای درباره محل اعتماد خود بگیرند.

این مقاله صرفاً برای اهداف اطلاعاتی عمومی است و نباید به عنوان مشاوره حقوقی یا سرمایه‌گذاری تلقی شود. دیدگاه‌ها، افکار و نظرات بیان‌شده در اینجا صرفاً متعلق به نویسنده است و لزوماً منعکس‌کننده یا نمایانگر دیدگاه‌ها و نظرات Cointelegraph نیست.

نوشته شده توسط admin
227

نظرات

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.