نباید بازاریابی را در کریپتو مقصر دانست
بازار صعودی کریپتو به اوج خود رسیده و چرخه آشنایی در حال تکرار است: بیت کوین رکوردهای جدیدی ثبت میکند، سرمایهگذاران خرد هجوم میآورند و پروژههای جدید به سرعت راهاندازی میشوند. در این هیاهو، پروژهها اغلب یک اشتباه رایج مرتکب میشوند: استفاده از بازاریابی به عنوان راهحلی موقت برای محصولات ناتمام و سپس مقصر دانستن آن زمانی که اوضاع خراب میشود. این تنش بین ایجاد ارزش و بهرهبرداری از فرصتها، موضوع اصلی رویدادهای صنعتی مانند کنفرانس g(t)m اخیر در بانکوک بوده است—اما این چالش فراتر از یک بحث ساده است.
این عجله برای ورود به بازار، گورستانی از پروژههای شکستخورده به جا میگذارد. از بیش از ۲۴۰۰۰ ارز دیجیتالی که از سال ۲۰۱۴ در CoinGecko فهرست شدهاند، ۱۴۰۰۰ مورد شکست خوردهاند. منتقدان، «تبلیغات بازاریابی» را مقصر این شکستها میدانند. با این حال، طبق تحلیل DappRadar، عوامل اصلی شکست، عدم تناسب محصول با بازار، مدیریت مالی ضعیف و نقصهای فنی هستند.
فکر کنید چه چیزی باعث میشود به یک پروژه کریپتو اعتماد کنید. زیرساخت فنی وجود دارد—کد، تیم، توکنومیکس. اما نحوه ارائه خودشان نیز به همان اندازه مهم است. آیا مفاهیم فنی را به زبان ساده توضیح میدهند؟ آیا در بهروزرسانیهای جامعه خود ثبات دارند؟ آیا به نگرانیها به صورت شفاف پاسخ میدهند یا آنها را نادیده میگیرند؟ این نشانهها تعهد یک پروژه به بلندمدت را نشان میدهند. جذب کاربران کافی نیست؛ باید به اندازه کافی قابل اعتماد باشید تا شایسته آنها باشید.
موفقترین پروژهها به طور شهودی این موضوع را درک میکنند و بر پیشرفت پروژههای خود تمرکز میکنند که میتوان آن را نوعی بازاریابی فنی دانست. به صعود Uniswap به شهرت فکر کنید. در حالی که سایر صرافیهای غیرمتمرکز فقط بر ویژگیهای فنی تمرکز داشتند، Uniswap هر نسخه را برای حل مشکلات کاربران خود ارتقا داد—از گسترش جفتهای توکن در نسخه ۲ تا معرفی سطوح کارمزد انعطافپذیر در نسخه ۳ که به نیازهای مختلف ریسک پاسخ میدهد. آنها به وضوح نیازهای جامعه خود را درک کردند و بهبودهایی ارائه دادند که مهم بودند.
موثرترین بازاریابی کریپتو امروز، آموزش را بر هیاهو اولویت میدهد. این تغییر نشاندهنده درک عمیقتری از عواملی است که اعتماد را در این صنعت ایجاد میکند. زمانی که Coinbase گزارشهای وضعیت کریپتو را منتشر میکند، به کاربران کمک میکند تا تحولات اساسی مانند پذیرش نهادی و تغییرات زیرساخت بازار را درک کنند. موثرترین بازاریابان، مترجمانی هستند که مفاهیم پیچیده بلاکچین را به زبان ساده برای همه سطوح درک توضیح میدهند. در نهایت، یک کاربر آگاه که با پروتکل درگیر میشود، بسیار ارزشمندتر از کسی است که به دنبال سودهای کوتاهمدت است.
با بلوغ صنعت، پروژهها متوجه میشوند که رشد پایدار از داشتن کاربرانی ناشی میشود که میدانند در چه چیزی سرمایهگذاری میکنند و چرا این موضوع مهم است. واقعیت رسانههای کریپتو این است که به شدت کارآمد هستند: صدها پیشنهاد هر هفته به صندوق ورودی روزنامهنگاران سرازیر میشود و تنها قویترین و بهترین داستانها باقی میمانند. این فضای شلوغ، نیازمند شواهدی از دستاوردها و پیشرفتهای واقعی است—اگر پروژه شما آماده بررسی نیست، بازاریابی شما را نجات نخواهد داد؛ فقط سقوط شما را تسریع میکند. هر اعلامیهای به یک آزمون استرس برای اصول پروژه شما تبدیل میشود.
بسیاری از بنیانگذاران درک نمیکنند که این فرآیند فیلتر کردن شدید به نفع کل اکوسیستم است. توجه رسانهها و بازار، پروژههای ضعیف را زودتر آشکار میکند و از شکستهای گستردهتر جلوگیری میکند. پروژهها به دلیل بازاریابی شکست نمیخورند؛ پروژهها به این دلیل شکست میخورند که بازاریابی آنچه را که قبلاً خراب بوده—فناوری ناپایدار، توکنومیکس غیرقابل دوام یا مدلهای کسبوکار ناقص—آشکار میکند. این را به عنوان فرآیند انتخاب طبیعی کریپتو در نظر بگیرید: کسانی که زنده میمانند واقعاً برای پذیرش گسترده آماده هستند.
آنچه در سال ۲۰۲۴ آشکار میشود این است که بازاریابی نباید مقصر کریپتو باشد، بلکه باید به صورت محدود و استراتژیک به عنوان ابزاری قدرتمند برای ایجاد مشروعیت استفاده شود. صعود بیت کوین، توجه سرمایهگذاران خرد را به فضای کریپتو بازگردانده است—زمانی که بازاریابی میتواند بدرخشد. بازاریابی موثر به عنوان یک فیلتر و یک توانمندساز عمل میکند، به کاربران کمک میکند پروژههای جدی را از پروژههای گذرا تشخیص دهند و در عین حال فناوری پیچیده را برای تازهواردان قابل دسترس میکند. اگر اشتباه انجام شود، پروژههای کریپتو از آن به عنوان بهانهای برای ایجاد هیاهو بر روی فناوریهای ناپخته و ناآماده استفاده خواهند کرد—که نام بدی برای بازاریابان کریپتو ایجاد میکند. این فرآیند انتخاب طبیعی دقیقاً همان چیزی است که یک صنعت در حال بلوغ به آن نیاز دارد.
برای اینکه کریپتو به یک میلیارد کاربر بعدی خود برسد، به شفافیت بیشتر، نه ابهام؛ آموزش، نه هیاهو؛ ارتباطات مداوم و نه ویروسی شدنهای احساسی نیاز داریم. بازاریابی، زمانی که به درستی انجام شود، این موارد را ارائه میدهد. در صنعتی که بر اساس وعده شفافیت و تمرکززدایی بنا شده است، این نه تنها یک تجارت خوب، بلکه برای موفقیت بلندمدت ضروری است.
سامانتا یاپ بنیانگذار و مدیرعامل YAP Global، یک شرکت مشاوره روابط عمومی و ارتباطات بینالمللی است که به سازمانهای کریپتو و وب ۳ کمک میکند داستانهای خود را بیان کنند. او با سابقهای به عنوان روزنامهنگار و تهیهکننده بینالمللی، YAP Global را در سال ۲۰۱۸ تأسیس کرد تا شکاف بین دنیای نوظهور فناوری بلاکچین و رسانههای جریان اصلی را پر کند.
این مقاله برای اهداف اطلاعاتی عمومی است و نباید به عنوان مشاوره حقوقی یا سرمایهگذاری تلقی شود. دیدگاهها، افکار و نظرات بیان شده در اینجا صرفاً متعلق به نویسنده است و لزوماً منعکسکننده یا نمایانگر دیدگاهها و نظرات Cointelegraph نیست.