آینده پول و ستون فقرات جهانیسازی 2.0: هزینه اجماع
چرا شما ارز دیجیتال نگه میدارید؟ از شما میخواهم لحظهای به این سوال فکر کنید. در سادهترین سطح، این یک محافظ در برابر نابودی جهان، ابر تورم یا مصادره احتمالی داراییها نیست. در حالی که همه این دلایل به نوعی قابل توجیه هستند، اما ثانویهاند. بیت کوین (BTC) را نگه میداریم تا برای بایتهای داده ذخیره شده در بلاکچین آن پرداخت کنیم. برای بیت کوین، این یعنی توانایی ذخیره برخی از 0 و 1ها در یک بلوک با اجماع. همین. این یک دارایی دیجیتال خصوصی است که در یک بلوک ذخیره شده است. توضیح این شکل جدید از پول با درک دلیل اصلی نگهداری BTC سادهتر میشود — پرداخت برای دادههای ذخیره شده در بلوک.
اتر (ETH)، توکن بومی اتریوم، برای پرداخت محاسبات ماشین مجازی اتریوم استفاده میشود. نه برای استیکینگ، نه برای افزایش قیمت به دلیل یک صندوق قابل معامله در بورس یا وثیقه برای وام. این برای پرداخت به شبکه برای تغییر وضعیت دفتر کل بدون نیاز به مجوز استفاده میشود. اما چرا این مهم است؟
ETH و محاسبات در شبکه عمومی و بدون مجوز
ETH نمایانگر محاسبات در یک شبکه عمومی و بدون مجوز است. بیشتر از آن، شبکهای که این ارز روی آن قرار دارد، نوعی اجماع است. هر تراکنش در سراسر جهان ارتباط برقرار کرده و تأیید میشود. در هر لحظه، وضعیت فعلی شبکه قابل مشاهده است. هر بلوک تأیید، نمایی از مالکیت داراییها را نشان میدهد. این قوانین مالکیت داراییها فراتر از مرزهاست و هر کسی میتواند در هر زمان و برای هر منظوری به آن دسترسی داشته باشد.
از این منظر، شبکه یک سیستم جهانی بدون مرز از مالکیت داراییهاست که تغییرات در وضعیتها نیازمند پرداخت برای محاسبات لازم است. شما برای آنچه نیاز دارید پرداخت میکنید. این شبکه همچنین به عنوان یک پلتفرم برای سازماندهی بدون نیاز به رضایت عمل میکند که باعث آزادسازی گسترش اقتصادی میشود. هیچ توافق تجاری برای تعامل با برنامهها لازم نیست. این ویژگی بدون مجوز یکی از مهمترین ویژگیهای این شکل جدید از پول است — گسترش فعالیتهای اقتصادی. این نوآوری است که ارز بهتر میتواند گسترش اقتصادی را ممکن سازد.
جهانیسازی و نقش شبکههای عمومی
برای بررسی بیشتر این ایده، بیایید به مفهوم جهانیسازی بپردازیم. جهانیسازی مفهومی از یک سیستم باز تجارت، اطلاعات و گسترش فناوری است. این راهی برای تعریف این باور است که جهان به طور فزایندهای به هم متصل و وابسته میشود. جهانیسازی تا حد زیادی محصولی از معاملات تجاری بینالمللی و تلاش کشورها برای تسهیل بهتر تجارت بینالمللی بود.
این ایده اتصال و جهانیسازی از تأسیس سازمان ملل متحد در اکتبر 1945، که ماه پس از پایان رسمی جنگ جهانی دوم بود، نشأت گرفت. سازمان ملل متحد جایی بود که کشورها میتوانستند بهتر همکاری و هماهنگی کنند. چندین اتحاد از سازمان ملل متحد به وجود آمد که همگی هدف مشابهی برای بهبود هماهنگی و اساساً اجماع داشتند.
این گروه به ایجاد پایههای بسیاری از توافقات صلح و تجارت برای بقیه قرن بیستم کمک کرد. در سالهای بعد، شاهد گسترش اقتصادی در مقیاس جهانی بودیم. میزان کالاهای صادراتی از 8% تولید ناخالص داخلی جهان به بیش از 20% تا پایان قرن افزایش یافت. چنین همکاریهایی به ایجاد ثبات در قوانین تجارت، تعریف حقوق مالکیت و ایجاد اجماع در فعالیتهای جهانی کمک کرد. این وضوح باعث گسترش شد.
این بدان معناست که اگر این ویژگیها بتوانند تکرار شوند، گسترش میتواند بیشتر تسریع شود. این ویژگیها نشان میدهند چرا یک شبکه عمومی و بدون مجوز مانند اتریوم یک فناوری بنیادی است که به ورود به جهانیسازی 2.0 کمک خواهد کرد.
هزینه اجماع و سازماندهی جهانی
اکنون، محاسبات خلاقانهای که چنین شبکه سازمانی را ممکن میسازد، شبیه به یک هزینه است. برای سازمانهایی مانند سازمان ملل متحد و بسیاری از سازمانهای خواهر آن، این هزینه قابل توجه است. و این فقط برای پرداخت دفاتر، منابع و حقوقهاست.
سپس هزینههای غیرمستقیم وجود دارد. این هزینهها ممکن است شامل نیاز به جلسات خارج از سازمان برای ایجاد توافقات تجاری و چارچوبهای همکاری بهتر باشد. حتی هزینههایی وجود دارد که خارج از سازمانهای دولتی وجود دارد. کسبوکارها باید منابع و توجه خود را به لابی این سازمانها برای منافع خود اختصاص دهند. اگر بخواهیم همه این هزینهها را جمع کنیم، مشخص میشود که هزینه سازماندهی جهانی فراتر از تصور است.
یک دفتر کل عمومی ممکن است به درک جریان پول در چنین تلاشهایی کمک کند، اما این نکته نیست. نکته این است که سیستمی که میتواند سازماندهی جهانی و اجماع را بهتر تسهیل کند، بسیار ارزشمند است. این میتواند منجر به افزایش قابل توجهی در بهرهوری شود. برای بررسی بهتر این موضوع، بیایید به روند اخیر در دنیای کریپتو نگاهی بیندازیم.
روندهای جدید در کریپتو و نقش AI
Truth Terminal در حال حاضر پیشرو در این روند است. این یک هوش مصنوعی است که از طریق شبکههای اجتماعی ارتباط برقرار میکند و توجه همه را به خود جلب کرده است. ارتباط آن با کریپتو این است که در یک کوین درگیر شده است. این باعث شد تا حدس و گمانهای زیادی درباره این کوین و در نتیجه ارزش خالص AI شکل بگیرد.
بدون ورود به جزئیات این AI، بیایید به محدودیتهایی که نشان داده است تمرکز کنیم، زیرا نشان میدهد که ما تنها در ابتدای راه در مورد عوامل AI در زنجیره هستیم. این AI یک کمک مالی به صورت بیت کوین دریافت کرد تا قابلیتهای خود را بهبود بخشد. سپس از پلتفرم X برای جذب دنبالکنندگان استفاده کرد و از یک کوین در بلاکچین سولانا پشتیبانی کرد. به نوعی، این AI خودمختار بود. با این حال، در هر مرحله نیاز به دخالت انسانی بود.
یک انسان باید یک کیف پول بیت کوین ایجاد میکرد تا وجوه را دریافت کند، سپس آن وجوه را به دلار تبدیل کند، حساب X را راهاندازی کند، به راهاندازی حساب برای نیازهای محاسباتی بیشتر کمک کند و غیره.
با شروع به تجزیه و تحلیل نحوه عملکرد آن، محدودیتهای آن آشکار میشود. یک شکاف بین محیط دیجیتال AI و بقیه جهان وجود دارد. اما هنگامی که به ابزارهای موجود در کریپتو نگاه میکنیم، میتوانیم ببینیم که چگونه برخی از این محدودیتها میتوانند برطرف شوند و در نتیجه، AI میتواند نه تنها قابلیتهای بیشتری داشته باشد بلکه به طور خودکار فعالیت اقتصادی ایجاد کند.
میدانم که برخی ممکن است به این مثال خرده بگیرند زیرا از اتریوم استفاده میکنم، و این اشکالی ندارد. میتوانید آن را با هر لایه 1 دیگری که به آن وابسته هستید جایگزین کنید. من فقط با برنامههای مبتنی بر اتریوم آشناتر هستم. با استفاده از اتریوم، دیدن اینکه یک AI یک کیف پول در شبکه ایجاد کند که سپس به عنوان پایهای برای ارتباط با جهان عمل کند، دور از ذهن نیست. پروتکل XMTP ابزار خوبی برای چیزی شبیه به این است، زیرا ما در Jlabs Digital از آن برای AI در زنجیره خود استفاده میکنیم.
خود کیف پول به عنوان هویت، پروفایل و پلتفرمی عمل میکند که AI میتواند از آن صحبت کند. حتی میتواند یک شناسه به شکل یک سرویس نام اتریوم داشته باشد که به آن کمک میکند با استفاده از ابزارهایی مانند Eth.limo یک وبسایت راهاندازی کند. این به AI یک هویت میدهد که میتواند از آن عمل کند، هویتی که قابل تأیید است. اگر AI نیاز به اجاره GPU بیشتری داشته باشد، بازارهایی وجود دارد که میتواند ظرفیت بیشتری را در صورت نیاز اجاره کند. در حال حاضر محدودیتهایی وجود دارد، اما این موانع در حال برطرف شدن هستند تا جایی که یک عامل AI میتواند به طور خودکار ظرفیت خود را افزایش دهد. در این مرحله، AI میتواند قدرت محاسباتی خود را مقیاسبندی کند و یک کیف پول، یک پروتکل ارتباطی و حتی یک وبسایت دارد.
از اینجا، میتواند راههایی برای پذیرش پرداخت در وبسایت خود برای هر خدماتی که ممکن است بفروشد، راهاندازی کند. حتی ممکن است شروع به ساخت کانالهای محدود برای ارتباط با کسانی کند که برای خدمات آن پرداخت کردهاند. ممکن است به دنبال مدلهای اضافی برای آموزش باشد تا خدمات خود را بهبود بخشد (در اتریوم مطمئن نیستم، اما Cosmos SDK و Bittensor وجود دارند).
در همین حال، این اتفاقات بدون دخالت انسانی رخ میدهد. گویی AI میتواند گسترش یابد، رشد کند و فعالیت اقتصادی تولید کند. بسیاری تمایل دارند عوامل AI در زنجیره را به عنوان راهی برای انجام پرداختها در سراسر اینترنت ببینند، زیرا میتوانند به طور خودکار هزینهها را انجام دهند. یا انجام آربیتراژهای مختلف در بازارها (پیشبینی، قمار، حدس و گمان). اما آنچه من اینجا مطرح میکنم گسترش اقتصادی است.
این تمرین فکری میتواند گستردهتر شود زیرا ما شاهد ظهور بخشهایی مانند شبکههای زیرساخت فیزیکی غیرمتمرکز (DePIN) هستیم که در آن AI ممکن است بخواهد تصاویر ماهوارهای را تحلیل کند تا الگوهای ترافیکی را در یک شهر خاص بهتر پیشبینی کند و توصیههای خود را به یک وسیله نقلیه خودران منتقل کند.
ناگهان، نیاز به چیزهایی که لایه Eigen برای تسهیل خدمات فعال (AVS) میسازد جالب میشود، و حتی توانایی یک AI برای راهاندازی یک لایه 2 به طور خودکار در عرض چند دقیقه اهمیت پیدا میکند — به ویژه زمانی که متوجه میشویم چقدر میتوان بازدهی را زمانی که عوامل AI در زنجیره شروع به پر کردن زنجیره میکنند، ترکیب کرد.
آینده پول و جهانیسازی 2.0
فکر کردن به این امکانات جالب است اگر از ساختن سخت آن چشمپوشی کنیم، اما نکته اینجا امکانات عوامل AI در زنجیره نیست. نکته این است که ما به محیطی نزدیکتر میشویم که یک سیستم اجماع بدون مرز و بدون نیاز به مجوز به طور فزایندهای ضروری میشود. این همان چیزی است که جهانیسازی 2.0 را به ارمغان میآورد. و این درک که کشورهایی که این شبکه بنیادی را میپذیرند قادر خواهند بود بهرهوری را افزایش دهند.
این شبکه اصطکاک سازمانی را به شدت کاهش میدهد و هر لایه از اصطکاک تنها به بهرهوری آسیب میزند. زیرساخت باید بدون مجوز باقی بماند، زیرا هر لایه از مجوز هزینههای اضافی را به همراه دارد. در شبکهای که هزینهها شفاف هستند، این هزینهها به عنوان حاشیههایی که میتوانند به صورت جهانی به دست آیند، نمایان میشوند.
حاشیههایی که میتوانند در سطح قیمت یک اقتصاد شبکهای بیان شوند. اقتصاد آینده جهانیسازی 2.0 را تسهیل خواهد کرد و در قلب آن ارزی قرار دارد که برای محاسبات سیستم پرداخت میکند. این آینده پول است — هزینه اجماع.
این مقاله برای اهداف اطلاعاتی عمومی است و نباید به عنوان مشاوره حقوقی یا سرمایهگذاری تلقی شود. دیدگاهها، افکار و نظرات بیان شده در اینجا تنها متعلق به نویسنده است و لزوماً منعکسکننده یا نمایانگر دیدگاهها و نظرات Cointelegraph نیست.