چه کسی باید تعرفههای وارداتی آمریکا را بپردازد؟ – کامرزبانک
معمولاً اقتصاد با کمبود مهمی مواجه است: برخلاف زیستشناسان، فیزیکدانان، روانشناسان و سایر دانشمندان، اقتصاددانان معمولاً قادر نیستند آزمایش انجام دهند. برای مثال، کریستین لاگارد قرار نیست نرخ بهره اصلی بانک مرکزی اروپا را فقط برای بهتر کالیبره کردن مدلهای اقتصادسنجی خود بالا یا پایین ببرد. این موضوع اقتصاد را دشوار اما هیجانانگیز میسازد. با این حال، گاهی شانس موقعیتهایی را در اختیار ما قرار میدهد که تقریباً مانند یک آزمایش واقعی هستند. اُلریش لوشتمن، رئیس تحقیقات ارز و کالا در کامرزبانک، به یک نمونه اشاره میکند که کمتر میتوانست بهتر از این برای آزمون نظریههای ما باشد.
او میگوید: «اگر رئیسجمهور آمریکا در نظریه قبلی خود درست میگفت که صادرکنندگان خارجی بار مالیاتی تعرفههای وارداتی آمریکا را به دوش میکشند، آنگاه هنگام اعمال تعرفههای جدید، قیمتهای واردات باید دقیقاً به اندازه نرخ تعرفه کاهش پیدا کنند. روز جمعه اداره آمار کار آمریکا قیمتهای واردات ماه آوریل را منتشر کرد؛ یعنی برای دورهای عمدتاً پس از «روز رهایی» (Liberation Day)، روزی که رئیسجمهور آمریکا تعرفههای وارداتی را بهطرز چشمگیری افزایش داد. و درست همانطور که باید دیده میشد، قیمتهای واردات نهتنها کاهش نیافتند، بلکه در آوریل اندکی افزایش یافتند: ۰.۱٪.»
او ادامه میدهد: «هنوز هم از من میپرسند دولت فعلی آمریکا چه طرحی برای سیاست تجاری در پیش گرفته است. من کاملاً متقاعد شدهام که هیچ طرحی وجود ندارد. چند پیشفرض مبهم («تعرفهها خوب هستند»)، اقدامات شدید بر اساس آنها («روز رهایی») و سپس تعدیلات ناگهانی زمانی که پیامدهای فاجعهبار در اینجا و آنجا آشکار میشود—چنانکه ناظران منطقی میتوانستند پیشبینی کنند.»
او هشدار میدهد: «خطر فزایندهای وجود دارد که در نهایت اقداماتی صورت گیرد که پیامدهای آن غیرقابلپشتسر گذاشتن باشد. اوراق قرضه دولت آمریکا «پناهگاه امن» هستند چون همه اعتماد دارند که دیگران هم آنها را پناهگاه امن میدانند. وقتی این اعتماد از بین رود، بازگشت سریع نخواهد داشت. همین امر درباره جایگاه دلار بهعنوان ارز ذخیره جهان صدق میکند و درباره اعتماد به استقلال فدرال رزرو. در همه این موارد، نقاط عطفی وجود دارد که دیگر بازگشت به وضعیت قبلی ممکن نیست.»